نزد امثال خود ميخوانند .
و اگر اسم مرشد يا عارفى پيش آنشخص برده شود حقا او باطلا تصورات وهمى خود را ميزان معرفت او قرار ميدهد و ايراد ميگيرد و اهل دنيا بيشتر اينطورند و پيروان شياطين بيشتر اينگروهاند .
راضى نميشوند كه زير بار كسى روند و تمكين كنند و كسى را بر خود راجح شمارند لهذا ناچارند بر اينكه معايبى هم از براى او بتراشند .
59 - اما تفاوت حالات خلق و اختلاف نفوس و درجات عقول و طبقات مردم در قبول مشرب فقر و تصوف .
ببايد دانست كه فقير و صوفى در هر زمان نادر الوجود بوده و باز در ميان اشخاصى هم كه اهل اين مشرب بودهاند كامل و صاحب مقام از صد هزار يكى بود چنان كه عارف رومى قدس سره گويد .
از هزاران صد يكى آن صوفيند * باقيان از دولت آن ميزيند
و ديگرى گويد :
اين نه مسجد كه بهر لحظه درش بگشايند * كه تو دير آئى و اندر صف پيش استى زود
و از عجائب اينكه در طهران مرشدين فقر بيشتر از ارباب حرف و صنايعند .
بعهد ما تصوف با مشارب * شده مخلوط اين نبود مناسب
بيان هر گروهى با تصوف * مخالط گشته ز اجحاف و تكلف
مقال صوفيان را كرده داخل * بقول خود هر آنقومى بباطل