تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 55

مساهمون:

صاسرار المعارف ٥٥
به حدى گشته خلط اين امر و شايع * كه نشناسى تصوف از شرايع
60 - اى عزيز همه كس درويشى را كمال داند و به آن افتخار كند و گويد ما درويشيم اگر چه اميرى باشد يا مالدارى يعنى قيد نداريم چنين امرى ناچار بايد قانون مسلمى از براى آن باشد اگر نباشد قابل آنكه كسى به آن تفاخر كند نيست . از آنكه هيچ امرى از امور وجودى نيست كه از براى آن قانون مسلمى و حيث معنوى نباشد و الا قابل اعتبار و اعتنا نتواند بود . پس اگر درويشى از امور وجوديست ناچار بيقانون نيست و اگر عدميست بشيئى معدوم تفاخر نشايد جست و اگر از اين اسم و معنى مفهوم ديگر خواهند و يا هر كس بسليقه خود تصور معنى مخصوص از آن كند اين غلط است زيرا كه از براى هر اسمى معنى خاصى است نميشود اسم شاه گفت و از آن قصد گدا كرد و برعكس . و اگر هم كسى گويد قصد معتبر است اسم هر چه خواهى گذار اينهم از قانون كلى خارج است و هم از موضوع مطلب ما . و اگر قصد آنها همين باشد كه ما را اسم فقر منظور است اظهار درويشى كردن كسى كه بر صراط فقر و طريقت نيست مثل آنست كه كسى اسم آب را داند اما چون تشنه شود نداند چه بايد خورد كه رفع عطش كند و اين نهايت جهل است . و كسى كه حقيقت چيزى را نداند از افراط و تفريط ناچار است و هرگز در آن به حد اعتدال و استقامت نرسد و نتواند رسيد يا از عدم معرفتى