تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 42

مساهمون:

صاسرار المعارف ٤٢
اموال خود را بصحرا بريز تا من ترا هزار برابر آنچه داشتى مال و منال بخشم وقتى او ترا اينهمه دارا شناخت و از تو آنهمه دولت يافت قدر اموال سابقش قهرا از نظر او خواهد رفت و از سنن و قواعد قديم خود خواهد گذشت .
( تا نبيند كودكى كه سيب هست * او پياز گنده را ندهد ز دست )
نميشود باهل دنيا گفت تو خانه و باغ خود را به من بده تا من در عوض بهشت به تو دهم اينحرف دليل خفت عقل است و خامى نفس بر فرض هم كه معدودى يا گروهى اين حرف را قبول كنند آنها را بعقل و ادراك نتوان ستود و بلكه در سقم و صحت مزاج و دماغشان تامل بايد نمود . 49 - و غافل از اينكه هيچكس سيم و زر و جواهر و اشياء نفيسهء خود را به كسى نشان نميدهد و از همه كس اگر داشته باشد ميپوشاند مگر چگونه دوستى باشد كه او را با خود متحد داند و حال آنكه اينها چندان عزيز الوجود نيست كه ديگرى نداشته باشد بلكه در پيش اغلبى از مردم هست از نمودنش مردم به يكديگر مضايقه دارند تا چه جائى كه مفت بهم بدهند و بسا باشد كه چندان زحمتى هم بسيارى از مردم در تحصيلش نكشيده‌اند . اما امر حقيقت و سر ولايت را چنان سهل و پست ميدانند كه ميخواهند هر كس داشته باشد بهر كوردلى كه بجز خورد و خواب چيزى از دنيا نفهميد ، با كمال منت تقديم كند و مفت بدهد و حال آنكه اگر هم بدست آنها بدهى نميشناسند و دور مىاندازند . ( گوهرى طفلى بقرصى نان دهد ) اين حرف مثالش اين است كه
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 42 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه