بارادت امراء و اعيان يا اجماع جمعى از عوام نادان مفتخر و مشتحر شوند و چنان كه رويه و سبجيهء عموم ناس است در معتقدات و عمليات مقلد متقدمين باشند و غير از تقليد محض و تعصب صرف از خرمت آدميت خوشهء نيافته باشند و تبديل صفات حيوانيت باخلاق بشريت نكرده باشند ما آنها را صوفى نخوانيم و سالك اين صراط ندانيم . چنان كه اين عصر مدار مدعيان اين امر بر اين شده .
بعضى ادعاى قطبيت به نوشته و كاغذ كنند و از خلافت شخص معروف يا غير معروفى لاف انا و لا غير زنند بعضى ديگر بعنوان تسخير و اكسير و احضار ارواح و طلسم و علم حروف و جفر و استخراج عزائم و اذكار در تحبيب و تفريق كه مناسبب حال نسوان است يا رجالى كه نسوانيت آنها غالب است اظهار كمال كنند بعضى ديگر به خواندن اوراق و رسايل سابقين از قبيل مثنوى و فصوص بدون اينكه علم تصوف را از اهلش آموزند دم از درويشى زنند و عارف وقت خود را شناخته يا نشناخته نفى كنند .
بعضى ديگر مجعولاتى در ذكر حال معاصرين خود بهم بافند و در هر مجلس نقل كنند كه در فلان وقت با فلان و فلان در فلان مجلس جمع بوديم و چنين و چنان گذشت .
و اينها هميشه از مردگان و غايبان سخن گويند نه از زنده حاضر .
مردم عارى از كار كه در اين خيالات نيستند تا بدانند اينها راست است يا دروغ اگر يكى هم ملتفت باشد به روى خود نميآورد كه او را نهى كند .
گويد چه ضرور كه اين شخص را برنجانم من نه للهء او هستم نه او نان مرا مىخورد جفنگى ميگويد ما هم ميشنويم از پى كار خود ميرود .
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 40
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٤٠