اعمى وقتى كه بخواب باشد خورشيد را نميبيند وقتى هم بيدار مىشود نميبيند پس دفع رنج كورى بايد نمود و آن باقوال متعصبانهء ارباب مذاهب نشود .
46 - تو اى عزيز تعقل كن كه اگر از مذهبى بمذهب ديگر منتقل شوى غير از قشر اقوال مستحسنهء كه هر طايفهء على التقليد يا على الرسم به آن تمسك جستهاند و متكلمند چه خواهى يافت و غير از خودستائى كه ما خوبيم و غير ما بد است از احدى چه خواهى شنيد خواهى گفت صوفيه بيش از كلماتى ندارند و اختلافشان هم با يكديگر بيشتر از ساير فرق است گويم مرا كارى به آن نيست كه اينها كه تو گمان كردهء صوفى هستند يا مدعى هر چه خواهند باشند من اصل مطلب را با تو گويم .
شخص مالدارى را گويم كه حاجت بجمعآورى اموال تلف شده سلف شده نداشته باشد بلكه مفلسان را نگاهدارى كند و از دولت و مكنت و دارائى خود هر نادارى را بهره سازد ما چنين شخصى را صوفى گوئيم تو اسم او را هر چه خواهى بگذار به شرط آنكه چنين كسى كارش ذكر اخبار گذشتگان نباشد و دولت خود را اظهار نمايد نه آنكه خود را به مال گذشتگان دولتمندانه و به اجلال خانوادههاى كهن كه در قديم الايام بودهاند تجمل فروشد .
از تعريف خوان سلاطين و ماكولات بسيار و نعمتهاى گوناگون كه در سفرهء آنها موجود است يا موجود بوده از براى گرسنهء مفلس چه سود پس اگر جماعتى هم كه از تصوف بجز نامى نشنيده باشند و مايهء خود را كاغذ و نوشتهء ديگران پندارند و مثل ساير فرق با يكديگر مخالف شوند و ابطال يكديگر كنند و از اسرار و عقايد اينقوم بى خبر باشند و
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 39
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٣٩