تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 38

مساهمون:

صاسرار المعارف ٣٨
صغير هم كه وجود هر فردى از افراد آدمى باشد متحقق است و اين خليفه در بعضى از ازمنه ظاهر و غالب بود و در بعضى از ادوار عالم مخفى و مغلوب . و همچنين در عالم صغير قلب كه مركز وجود انسانست در يكى بكمال الوهيت رسد و در يكى مغلوب طبيعت شود . پس گوئيم آنكه بتصفيهء وجود خود نپرداخته و قلب خود را مرآت ظهور اين خليفه نساخته باشد از هر مقام سخنى گويد تقليد محض باشد . و ديگر شيعه مذهب اعتقاد بغيبت امام را در هزار سال ضرورى مذهب خود دانند و انتظار ظهور كشند گفتند در غيبت امام مردم بايد بركن رابع كه آئينهء سراپانماى امام است رجوع كنند . جماعتى ديگر پرده از مطلب آنها برداشتند و معماى آنها را بىپرده گفتند و با اهل مذهب بنزاع برخواستند و با دولت و ملت ستيزه كردند مثالش اينست كه كسى گويد فلان تاجر مرد و اولادش مالشرا به ول خرجى تلف كردند ما آمده‌ايم كه جمع‌آورى مال او كنيم و هر دينارش بهر جا خرج شده درآوريم اين كار زحمت بسيار دارد و آخر ممكن نشود و بلكه ممتنع نمايد . بهتر اين است كه تو خود دولتمند باشى و حاجت بجمع‌آورى مال تلف شده مردم نداشته باشى و هم اولاد تاجر را كه مال پدرشان را تلف كرده‌اند و به بينوائى افتاده‌اند نگاهدارى كنى و هم ديگران را بدولت خود بهره‌مند سازى . بر فرض آنكه سخنان شيخيه و بابيه را عوامى چند قبول كردند چه حاصل از اينكه جمعى از قشرى بقشر ديگر منتقل شوند شخص
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 38 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه