تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 115

مساهمون:

صرساله ميزان المعرفه ١١٥
زياد شود جوان يا پير عاقل يا سفيه پادشاه او را امين خود دانسته و ترا ندانسته اعتراض بر ولينعمت خود كردن ثمرى ندارد جلب قلب او بعبوديت توان كرد نه به اعتراض امر دين و آخرت خود را هم صرف جاه و منصب و طلب دنيا مكن چنان كه كنند و به اين نيت زاهد و عابد و زوار قبور ائمه شوند به جهت دنيا متقى و مقدس شدن جبرئيلرا بجوز بيمغز فريفتن است كه او ترا به مرادات غير مقدره مدد كند و او را مقاميست كه ذكرش مناسب اين مقام نيست . و اگر والى و حاكم شهرى باشى كار مردم بعهدهء گماشتگان ظالم يا عادل مگذار كه تو مسئول باشى و منفعت اجزاى بيدين يا ديندار برند حكم به عدالت كن و تعارف بانصاف گير در ناموس مردم غيور باش تا ناموست بر باد نرود . اشخاصيكه گوشمال خواهند بطمع مال معاف مدار كه اشرار زياد شوند و جرى گردند گوش بسعايت مردم كه در حق يكديگر كنند مده مردم هر بلد با هم مغرضند تو خود را بيطرف كن كه ظلمى نشود هيچكس را به خواهش ديگرى سياست مكن كه انتقام اين كار شديد است پيوسته تفتيش كن و نقيبان گمار كه از اتباعت تعدى به كسى نشود كه اگر هزار عدل كرده باشى به يكچنين جورى بهدر رود . از تجار و كسبه قرض مخواه و نسيه مگير كه عظمت كم شود بناى باغ و عمارت در آنشهر مكن كه چون معزول شوى خراب شود و از براى تو نماند تجارت غله و گوشت مكن كه موجب شورش و جرأت عوام بر تو شود اما احتياط غله را نگهدار در وقت معين مردم را بار عام ده كه هر كس ترا خواهد تواند ديد و عرضحال تواند كرد .