تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 116

مساهمون:

صرساله ميزان المعرفه ١١٦
مؤاخذهء هيچكس را از ديگرى مكن جز آنكه در آن خلاف شريك باشد . روز به عيش طرب منشين كه از وضع شهر و حال مردم بى خبر باشى . شراب با احدى مخور بخصوص با اهل آن شهر كه در آن حاكمى از دوستان خود حمايت به اندازه كن كه پس از تو اسباب زحمت آنها نشود و از بدخواهانت بتلافى كيفر نيايند يعنى كم شانيرا بدوستى بر ذى شأنى تفوق و تفضل مده و بر مردم از عالى و دانى به بهانه‌هاى غير موجه تنگ مگير و در هر كار عاقبت‌انديش باش و چون معزول شوى بايد سه چيز در عقب نباشد عارض و طلبكار و نفرين . و اگر عسس و شب‌گردى در اين پيشه كارهاى نيك توان كرد كه موجب خوشنودى خداى گردد با دزدان شهر شريك و رفيق مشو كه عاقبت اين كار بد است خيلى نزديك باشد كه جانت بر سر اين كار رود و اگر عمرت در دنيا باقى باشد ناچار بذلت و فلاكت افتى و هيچكس ترا مراعات نكند . در اصفهان شخصى بود سالها داروغه‌گى كرده بود و خانه‌نشين شده بود و به قدر خود بىمكنت نبود و ليكن وضع حالش بعسرت و نكبت بود . فقير در آن اوقات او را ميديدم وقتى به او گفتم تو كه بىچيز نيستى چرا بدينگونه مفلوك و مندرس شدهء گفت وقتى كه داروغه بودم از براى مردم اسباب‌چينى ميكردم و بهر زن و مردى كه ميسر بود تهمت ميبستم و مردم بجهة حفظ آبروى خود به من تعارف ميدادند و با دزدان شهر شريك بودم در اين روزگار بمكافات آن اعمال گرفتارم اين نكبتيكه در من مشاهده مىشود از اينجهت است نه از بىچيزى . و بترس از اينكه غريبى به حبس تو افتد و آزارت به ضعيفان رسد و مردم از شر
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 116 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه