تو ايمن نباشند .
اگر عاقبت خود را بينى هرگز نكنى آن را كه نبايد كرد و خانهء خود را محل عيش اشرار و الواط قرار مده كه عاقبت جان و ناموست بباد رود .
و بر خلاف اگر پاكدامن و خداىترس باشى در هر كار از خدا نصرت يا بى و چون دزدى در شهر شود بدون آنكه مردم بيگناه متهم شوند از حال دزدان مطلع گردى و بدست آرى .
در بمبئى انگليسى فارجت نام صاحب ادارهء نظميه بود از حجرهء هندوئى مال بسيارى سرقت شد هر كس را به او نشان دادند اعتقاد نكرد و احدى را نگرفت و احوال از آنها نپرسيد گفت من كار بمظنه نكنم و آبروى مردم نريزم و دانم خداى مرا راهنمائى كند و دزد پيدا شود .
روز ديگر دزد و مالرا بدست آورد دزد كسى بود كه گمان احدى به او نميرفت .
به او گفتند تو اين فراست را از كجا يافتى گفت از آنكه رزاق من است و هرگز با او تقلب نكنم و بندگانش را نيازارم و دانم كه وعدهء او راست باشد .
گفته است مرا ياد كن تا ترا ياد كنم كلمات حكيمانه ازو شنيدم كه شرحش از مطلب ما خارجست .
و بالجمله خداى از همه چيز پيداتر است كوران دلمردهاش نبينند و عجب گفته :
( شعر )
بسكه از هر طرفى راه به تو بسيار است * به تو برگردد اگر راهروى برگردد