دوستان خود با مردم دشمنى و مغايرت مكن كه اينعمل شايستهء بزرگان نيست و تا توانى دشمنانرا با دوستان خود دوست كن در وقت غضب عقور مباش و دليرا بپرخاش مخراش كه حلم و سكون از بزرگ پسنديدهتر است تا از ديگران
مردم بيكار را نقيبان گمار تا بملايمت جواب گويند و بار ندهند كه وقت ترا ضايع كنند آنها را هم كه كار دارند معطل مكن بپرس و روانه كن و وعدهء دروغ و بى جا هم مده كه از سر خود باز كنى از اين كار بجز احداث عناد حاصلى نباشد در پيش پادشاه از هيچكس سعايت مكن كه روزى از تو سعايت كنند و در كار خود درمانى چشم از مال و ملك مردم بپوش تا بر عظمتت بيفزايد كسى را كه دانى بر مال و عيال مردم نبخشد بحكومت نفرست كه هر سوء عملى از او بظهور رسد مؤاخذ تو باشى و هميشه حكام را در ارقام خود از سخط پادشاه بترسان و ترغيب بعدل و انصاف كن .
و اگر بشنوى ظلمى كردهاند سخت تهديد كن و محصل گمار كه جبيره كنند تا شكر نعمت پروردگار به آنچه با تو كرده نموده باشى و بدانكه عبادت تو اجراى عدل و رفع ظلمست تا بچه اندازه ترا توفيق و سعادت باشد .
مشورت با كسى كن با فقر و فاقه از مال و منصب تو بىنياز باشد مجالست يا با حكيم عاقل كن يا با امير عادل يا درويش كامل و چند صفت از لوازم اين شغلست .
حسن سلوك . و فراست تام . و زبان پاك . و چشم پر . و خلق خوش .
و قلب وسيع . و علو طبع . و حوصلهء بزرگ . و قلم صحيح . و دست باز . و نفس مطيع و عزم ثابت و رأى متين . و قول درست .
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 110
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صرساله ميزان المعرفه ١١٠