تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 107

مساهمون:

صرساله ميزان المعرفه ١٠٧
روئى را هم از حد مبر كه روى عوام بر تو بازگردد . از زنان شوهر مرده بطمع مال و جمال وكالت مكن كه ناموست بباد رود و رسوا شوى حاجت بر حكام و اعيان بلد مبر كه اگر بردى باختى . به ارباب مرافعه رجوع خدمت مكن كه در حكم ميلت به طرف او شود متاعيكه خواهى گرانتر بخر و اگر اهل مرافعه ارزانتر به تو دهند مگير كه چنين متاعى بمفت نيرزد زيرا كه سرمايه از شيطانست و تو از آنخريد مغبونى . و اگر واعظ و روضه‌خوانى بر منبر آن گوى كه گفته باشند و خودت به آن گفتار معتقد باشى و طعن بر احدى مزن كه مبغوض گردى و در كلامت وقعى نماند در نكوهش طايفه مبرم مباش كه وعظ تو دلپذير نگردد فضولى در كار حكومت و عمل ديوان مكن كه مورد تهديد گردى و هيچ كس از تو ممنون نشود هر چند بخيرخواهى مردم سخن گفته باشى بر منبر كلمات مستحجن مگوى كه سبك و بيقدر گردى سعى در صحت اخبار كن و مخالف آنچه يك بار گفته باشى مگوى تا دروغگويت نخوانند . و اگر فيلسوفى با مردم آميزش بسيار مكن كه گفتار و كردار مردم به نظر تو قبيح نمايد و سخنان تو بسمع مردم عجيب آيد نه ترا از معاشرت مردم حاصلى باشد و نه مردمرا از معاشرت تو فايدهء مگر بعضى از خواص ناس كه از شرافت حكمت و اصطلاحات آن بيربط نيستند و اگر بمعاشرت خلق ناچار باشى با عوام به قدر فهم آنها سخن گو و جواهر حكمت را در آخور بهايم مريز . با هر كس سخن گوئى اول اندازهء او را بدست آور و چيزى ازو بپرس تا قدر فهمش بر تو معلوم گردد . و محض اينكه تأليف قلوب كنى و عوام را به خود مايل سخنى بخلاف برهان و معتقدات خود مگوى كه آن از تو بماند و مسخرهء فيلسوفان دهر گردى
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 107 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه