ناسخ و منسوخ نويسد چنين حاكمى را در شرع و عرف قدرى نباشد بخصوص كسى كه احكام دولت و ملت راجع به اوست مردمان زيرك با ديانت را از براى تحقيق امورات و مطالب مردم معين كن كه كارشان منحصر به همين باشد تا اگر حكمى صادر شود از سهو و غلط دور باشد و باشتباه نگذرد و ناسخش نوشته نشود و هر سخنى را چنان بىغيب و علت كن كه چونگوئى در لفظ و معنى بر او ايرادى نباشد تا در انظار بزرگان بزرگ نمائى و بينمود نشوى زيرا كه ميزان مرد زبانست به چشم رقابت بر هيچكس مبين هر چند كسى با تو رقابت كند و با احدى رفتار بغرض و نقاضت مكن كه از شأن تو كاسته گردد جواب عرايض هر كس را با احترام و باندازهء قدر او نويس و بعهدهء نويسندگان مغرض مگذار تا زبانها بطعن تو بازنگردد .
از مرسوم كسى كم مكن و بدعت در قطع جيرهء نوكر و وظيفهء مردم مگذار تا بغضت را بدل نگيرند .
و اگر معزول شوى يك مرتبه از احترامت نكاهد و فرومايگان روبرويت سؤال و جوابهاى ناهموار نكنند و چون مردم ترا دوست باشند رفع هر آشوب و فتنهء را كه در بلاد واقعشود به سهولت توانى كرد و چوندشمن شوند همه كارت مشكل شود زبان خود را از ناسزا پاك دار كه اگر هر محبتى بهر كس كنى بيك ناسزا همه بر باد رود .
در مجالس سخنى گو كه باندازهء منصب تو باشد و زبان از لغو نگه دار كه از قول تو در مجالس سخنى مضحك نگويند بمسخره و مقلد رو مده كه پيش تو تقليد مردم كنند و هزل گويند كه وقرت كم شود و مردم برنجند بهر كس بايد عطائى كنى زود و نقد كن و به وعده مگذران بخصوص بشاعران و اهل منبر كه زبانشان به هجو و طعن بازنگردد بجهة
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 109
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صرساله ميزان المعرفه ١٠٩