تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠
ذاتيّة » برمىگردد . كما اذا كان . . . و ما كان منها . . . فيه لو كان . . . يقدر عليه . . . و هو محال : ضمير در « كان » اوّلى به « ما كان منها عبادة ذاتيّة » و در « كان » دوّمى و در « فيه » به ماء موصوله به معناى عبادت و در « منها » به عبادات و در « كان » سوّمى و در « عليه » به « ما كان منها عبادة لاعتبار الخ » و ضمير « هو » به اجتماع برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

407 - مقام اوّل در بيان حقّ در مسئلهء نهى از عبادت چيست ، آيا مقتضى فساد عبادت مىباشد ؟ ( انّما المهمّ . . . كما لا يخفى )

ج : مىفرمايد : نهى اگر تعلّق بگيرد به پيكره و خود عبادت ، مثل نهى از خواندن نماز زن حائض يا نهى از روزه عيدين يا تعلّق بگيرد به جزء عبادت به لحاظ آنكه جزء عبادت نيز عبادت بوده مثل نهى از قرائت سوره‌هاى عزائم در نماز هم در نزد متكلّمين و هم در نزد فقهاء مقتضى فساد مىباشد . زيرا نهى ، دلالت بر حرمت ذاتى منهى عنه دارد . « 1 » بنابراين ، وقتى نهى ، دلالت بر حرمت ذاتى داشته باشد . الف : چگونه ممكن است عملى كه حرمت ذاتى داشته با صحّت عمل به معناى موافقت با امر بودن يا موافق با شريعت بودن كه متكلّمين مىگويند ، جمع شود ؟ به بيان ديگر ؛ عملى كه ذاتا حرام باشد ؛ داراى امر نبوده « 2 » تا انجام آن ، مطابق امر يا مطابق شريعت بوده و
هامش
( 1 ) - البتّه تعبير مصنّف به دلالت نهى بر حرمت ، موهم اين معنا بوده كه دلالت لفظى ( مطابقى ، تضمّنى ، التزاميّهء لفظيّه ) باشد و حال آنكه ايشان در مبحث نواهى فرموده بودند كه نهى فقط دلالت بر طلب دارد . بنابراين ، بايد گفت ؛ مقصود از دلالت نهى بر حرمت ، دلالت عقليّه بوده ، چنان كه محقّق مشكينى در « حاشيهء كفايه 1 / 294 » نيز همين معنا را فرموده‌اند . ( 2 ) - زيرا گفته شد ؛ اگر امر نيز داشته باشد ، اجتماع امر و نهى در شىء واحد با عنوان واحد بوده كه در نظر قائل به جواز اجتماع نيز محال مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 930 | حسن سيد اشرفى