تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 944

مساهمون:

ص٩٤٤
2 - عبادات شأنيّه‌اى كه متعلّق نهى قرار گيرد : مثلا نهى از صوم عيدين يا نماز زن حائض . بديهى است كه نهى به صوم و صلاة حقيقى كه مأمور به فعلى بوده تعلّق نمىگيرد زيرا مستلزم اجتماع امر و نهى در شىء واحد با عنوان واحد مىشود كه گفته شد ؛ در نظر همه حتّى قائلين به جواز اجتماع نيز محال است . پس نهى به صوم و صلاة حقيقى تعلّق نمىگيرد تا بحث شود كه دلالت بر صحّت يا فساد دارد . بلكه عبادت شأنيّه متعلّق نهى بوده و عبادت شأنيّه نيز يعنى اگر متعلّق امر قرار مىگرفت ، مىتوانست مأمور به و عبادت واقع شود . حال بديهى است ؛ اين عبادت اگر بدون قصد قربت محقّق شود ، صحيح نخواهد بود . زيرا با وجود نداشتن امر ، مقدور مكلّف نيست كه آن را قربى انجام دهد . البتّه گفته نشود ؛ اگر عبادت قربى ، مقدور مكلّف نبوده ، پس چگونه متعلّق نهى قرار مىگيرد ؟ زيرا گفتيم ؛ مقصود از عبادت در اين قسم دوّم ، عبادت شأنيّه است . يعنى اگر امر مىداشت ، مىتوانست به نحو قربى انجام گيرد . پس الآن كه نهى به آن تعلّق گرفته ؛ داراى امر فعلى نيست تا محذور اجتماع پيش بيايد . بنابراين ، نهى در اين عبادات نيز ، موجب حرمت ذاتيّه شده و به حكم ملازمهء حرمت با فساد و تنافى حرمت با صحّت ، نهى مقتضى فساد عبادت مىباشد . نتيجه آنكه ؛ اين سخن را مطلقا در باب عبادات منكر مىشويم . * * * به پايان رسيد جلد دوّم از كتاب « نهاية الوصول » شرح فارسى كفاية الاصول به روش پرسش و پاسخ ، همراه با اعراب‌گذارى متن ، ترجمه تحت اللّفظى ، نكات دستورى و توضيح واژگان و نقد و تحقيق اقوال در فروردين ماه يك هزار و سيصد و هشتاد و شش به دست بنده ناتوان و نيازمند رحمت و مغفرت الهى ، سيّد حسن سيّد اشرفى و توفيق اتمام ساير مجلّدات را از خداوند منّان مسئلت مىكنم به حقّ محمّد و آل طاهرينش صلوات اللّه عليهم اجمعين ، و الحمد للّه ربّ العالمين .