تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
قصد قربت با آن ( حرمت ذاتى ) مگر از باب تشريع ، و با وجود آن ( تشريع ) مىباشد ( عبادت ) محرّم به حرمت تشريعيّه ناچارا ، و با وجود آن ( تشريع ) متّصف نمىشود ( عبادت ) به حرمت ديگرى ، به دليل ممتنع بودن اجتماع مثلين همچون ضدّين .

جواب اول مصنف به اشكال

پس همانا گفته مىشود ( جواب داده مىشود ) : ضررى ندارد در متّصف شدن آنچه ( عملى ) كه واقع مىشود ( عمل ) عبادت - اگر باشد ( عمل ) مأمور به - به حرمت ذاتى ، مثلا روزهء عيدين مىباشد ( روزهء عيدين ) عبادت منهى عنها ، به معناى اينكه همانا اين ( روزهء عيدين ) اگر امر شود به آن ( روزهء عيدين ) مىباشد ( روزهء عيدين ) عبادت كه ساقط نمىشود امر به آن ( روزهء عيدين ) مگر وقتى كه اتيان شود به آن ( روزهء عيدين ) با قصد قربت ، همچون روزهء ساير ايّام . اين ( جواب ) در آنچه ( عملى ) كه نبوده باشد ( عمل ) ذاتا عبادت ، همچون سجده كردن براى خداوند متعال ( كه ذاتا عبادت است ) و مانند اين ( سجده كردن ) ، و گرنه ( اگر ذاتا عبادت باشد ) مىباشد ( عمل ) محرّم با بودنش ( عمل ) فعلا عبادت ، مثلا : وقتى نهى شد جنب و حائض از سجده كردن براى او ( خداوند ) تبارك و تعالى ، مىباشد ( سجده كردن ) عبادتى حرام ذاتا در اين هنگام ( نهى از آن ) ، به دليل آنچه كه در آن ( سجده كردن ) است از مفسده و مبغوضيّت در اين حال ( جنب و حائض بودن ) ، علاوه آنكه همانا ضررى ندارد در متّصف شدن اين ( سجده ) به اين حرمت ( از جانب نهى ) با حرمت تشريعيّه ، بنا بر اينكه همانا فعل در اين ( حرمت تشريعيّه ) نمىباشد ( فعل ) در حقيقت ، متّصف به حرمت ، بلكه همانا مىباشد متّصف به آن ( حرمت تشريعيّه ) آنچه ( فعلى ) كه آن ( فعل ) از افعال قلب ( نيّت ) است ، چنان كه اين ( متّصف شدن نيّت به حرمت تشريعيّه ) حال در تجرّى و انقياد است ، پس بفهم .

جواب دوم و سوم مصنف به اشكال

اين ( جواب ) را داشته باش ، علاوه آنكه همانا اگر نبوده باشد نهى در آن ( عبادت ) دلالت‌كننده بر حرمت ، هرآينه مىباشد ( نهى ) دلالت‌كننده بر فساد ، به دليل دلالت داشتن آن ( نهى ) بر حرمت تشريعيّه ، پس همانا اين ( نهى ) لااقلّ از دلالتش ( نهى ) است بر اينكه
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 922 | حسن سيد اشرفى