فى الصّلاة » .
3 - نهى ، تعلّق بگيرد به شرطى كه خارج از عبادت باشد . مثل نهى از خواندن نماز با لباس متنجّس كه بفرمايد : « لا تتوضأ بالماء المتنجّس » يا « لا تتوضأ بالماء المغصوب » . در اينجا نهى ، تعلّق گرفته به شرط خود عبادت كه طهارت و مباح بودن وضوء مىباشد .
4 - نهى ، تعلّق بگيرد به وصفى كه ملازم با عبادت باشد . يعنى وصفى كه هميشه با عبادت همراه است . مثل نهى از جهر و اخفات در قرائت . مثلا بفرمايد : « لا تجهر بالقراءة فى الظّهر و العصر » يا نهى از اخفات در نماز صبح ، مغرب و عشاء نمايد . بديهى است ؛ جهر و اخفات در قرائت هميشه ملازم با نماز است .
5 - نهى تعلّق بگيرد به وصف غير ملازم با عبادت . مثل نهى از صلاة در مكان مغصوب .
زيرا اكوان صلاتيّه هميشه با غصب همراه نيست . بلكه نماز را در غير مكان غصبى نيز مىتوان خواند .
مصنّف مىفرمايد : شكّى نيست كه قسم اوّل يعنى موردى كه نهى ، تعلّق به خود عبادت گرفته ، داخل در نزاع بوده و چنان كه قائل به فساد نهى از عبادت شويم ، عبادت منهى عنه مثل صوم يوم العيدين يا نماز زن حائض ، فاسد خواهد بود .
قسم دوّم نيز شكّى نيست كه داخل در محلّ نزاع مىباشد . زيرا اجزاء عبادت نيز عبادت بوده و نهى از جزء ، نهى از كلّ مىباشد البتّه در وقتى كه اكتفاء و بسنده شود به اين جزء ، مثل آنكه نماز را با سورهء سجدهدار خواند . ولى اگر سورهاى ديگرى با آن خواند مثلا بعد از سورهء سجدهدار ، سورهء توحيد را مثلا بخواند كه منهى عنه نبوده ، در اينجا نهى از جزء موجب نهى از كلّ نمىشود مگر آنكه محذور ديگرى پيش آيد و آن اينكه مصداق براى نهى از قران ميان دو سوره شود كه در روايات آمده است يك ركعت را با دو سوره نخوانيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - « وسائل الشيعة 4 / 740 » كتاب الصّلاة باب 8 ، باب عدم جواز القرآن بين سورتين فى ركعة من