تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
وصف بفرمايد : « لا تصلّ فى المغصوب » . « 1 » اگر هريك از جزء ، شرط و وصف را واسطهء در عروض بدانيم ، نهى در واقع از خود عبادت نبوده ، بلكه نهى از خود جزء ، شرط و وصف بوده و هر بحثى را كه در نهى از جزء ، شرط و وصف داشتيم در اينجا نيز مىآيد . زيرا وقتى اين امور ، واسطه در عروض باشند يعنى اسناد نهى در حقيقت به خود اين امور بوده و اسناد نهى به عبادت به نحو مجازى مىباشد . ولى اگر اين امور را واسطهء در ثبوت بدانيم ، نهى از خود عبادت بوده همچون قسم اوّل . يعنى نهى حقيقتا به خود صلاة و عبادت تعلّق گرفته ولى علّت نهى از صلاة يكى از اين امور مىباشد . « 2 » مصنّف در پايان مىفرمايد از بيانى كه در اقسام نهى در عبادت داشتيم حال اقسام نهى در معامله نيز روشن شده مبنى بر اينكه نهى در معاملات نيز يا نهى از خود معامله يا نهى از جزء يا نهى از شرط و يا نهى از وصف معامله خواهد بود . « 3 » بيان هركدام و نيز تفصيل اقوال در دلالت نهى بر فساد كه گفته شده است بيشتر از ده قول بوده ، مهمّ نيست .
هامش
( 1 ) - در اينجا نفرموده است : « لا توضأ بالماء الغصبى » كه نهى روى وضوء رفته باشد بلكه فرموده است : « لا تصلّ بالوضوء الغصبى » نهى رفته روى خود نماز . چنان كه در مثالهاى ديگر نيز همين‌طور است . ( 2 ) - توضيح واسطه در عروض و واسطه در ثبوت در اين مقام مشروحا در « نهاية الايصال 3 / 999 ، پاورقى 2 و 3 » آمده است . ( 3 ) - مثالها به ترتيب چنين است : نهى از بيع عند النّداء« وَ ذَرُوا الْبَيْعَ »، « لا تجعل العذرة مثمنا او ثمنا » نهى از بيع انگور به شرط شراب كردن آن و نهى از بيع ربوى .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 917 | حسن سيد اشرفى