تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
ب : طلب مولى به نحو خاصّى به آن فعل تعلّق پيدا كرده و به نحو « به شرط شىء » حصول آن را طلب مىكند . « 1 » حال كه مولى طلبش را مقيّد كرده و بنا بر تقدير خاصّى انجام واجب را از مكلّف مىخواهد باز به دو صورت است : الف : قيد و تقدير خاصّ از امورى اختيارى و در حيطهء اختيار مكلّف مىباشد . « 2 » ب : قيد و تقدير خاصّ از امور اختيارى و در حيطهء اختيار مكلّف نمىباشد . « 3 »
هامش
هم مىتواند داراى حالات و شرايط مختلفى باشد مثلا اكرام زيد به شرط آمدن او باشد . يا به شرط عدالت او باشد . يا به شرط عالم بودنش باشد و حالات و شرايط ديگرى كه مىتوان اكرام زيد را مقيد به آن حالت كرد . ولى مولى به طور مطلق مىفرمايد : « اكرم زيدا » در اينجا باز كلامى نيست . چرا كه مولى قيدى نزده است تا بحث شود آيا قيد به اصل وجوب و طلب رجوع مىكند يا به واجب و مأمور به رجوع مىكند . ( 1 ) - مثلا مولى پس از تصوّر اكرام كردن زيد و شوق و علاقه پيدا كردن به اكرام او و نيز طلب كردن اكرام او ، اكرام او را مشروط به آمدنش كرده و از عبد مىخواهد كه زيد را در صورت آمدنش ، اكرام كند . بنابراين ، مىفرمايد : « إن جاءك زيد فاكرمه » اگر زيد آمد او را اكرام كن . ( 2 ) - مثل آنكه مولى بفرمايد : « ان افطرت فكفّر » اگر روزه‌ات را خوردى كفاره بده . كه در اينجا مولى امر به كفاره دادن را مشروط به شرطى كرده است كه در حيطهء اختيار مكلّف مىباشد يعنى مكلّف هم مىتواند روزه‌اش را بخورد و هم اختيار دارد آن را نخورد . ( 3 ) - مثلا در « إن جاءك زيد فاكرمه » مولى امر به اكرام زيد را مشروط به آمدنش كرده كه در اختيار مكلّف نمىباشد . زيرا آمدن يا نيامدن زيد در حيطهء اختيار مكلّف و مخاطب امر مولى نيست بلكه در اختيار خود زيد مىباشد . يا مولى بفرمايد « اذا بلغت فصلّ » كه امر به صلاة را مشروط به بلوغ نموده در حالى كه بالغ شدن در حيطهء اختيار مكلّف نمىباشد . بلكه امرى است كه در زمان خود و با حصول شرايطى در انسان حادث و ايجاد مىشود ، در اين صورت نيز اگر قيد غير اختيارى از نوع زمانيات باشد يعنى امر مولى به فرض دخول وقت ، تعلّق به فعلى بگيرد مثل آنكه بفرمايد « اذا دخل الوقت فصلّ »
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 91 | حسن سيد اشرفى