تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
خارج ، انتزاع كرده و اگر موافق نباشد ، فساد را انتزاع مىكند . بنابراين ، صحّت و فساد دو وصف انتزاعى عقلى بوده كه منشأ در تكوين و خارج دارند . نه آنكه دو حكم بوده كه يا عقل به نحو مستقل به آن حكم كرده و يا شرع به آن حكم كند . « 1 » 2 - منشأ صحّت و فساد در نزد فقهاء : بايد آن را در دو بخش عبادات و معاملات بررسى كرد ، امّا در بخش عبادات بايد گفت ؛ صحّت و فساد كه در نزد فقها به معناى سقوط قضاء و اعاده بوده در باب عبادات يا در رابطه با امتثال امر واقعى اوّلى بوده و يا در رابطه با امتثال امر ثانوى واقعى ( اضطرارى ) و امر ظاهرى مىباشد : صحّت و فساد در امر واقعى اوّلى در نزد فقهاء : از احكام مستقلّ عقلى مىباشد يعنى وقتى مأمور به امر واقعى اوّلى مثلا نماز را با تمام اجزاء و شرائطش اتيان كرد ، لازمهء اين اتيان ، حكم عقل به اجزاء بوده و با وجود اتيان ، عقل ، ثبوت قضاء و اعاده را معقول نمىداند . بنابراين ، صحّت و فساد در امتثال امر واقعى اوّلى و حتّى امتثال امر واقعى ثانوى ( اضطرارى ) و امر ظاهرى نسبت به خودشان ، « 2 » اگرچه حكم وضعى مجعول از جانب
هامش
( 1 ) - البتّه بايد در نظر داشت كه امر نيز در نظر متكلّمين متفاوت بود . بنابراين ، نماز با تيمّم يا با وضوى استصحابى هرچند رفع اضطرار در وقت يا خارج وقت شود و يا كشف خلاف در داخل وقت يا خارج وقت شود نيز صحيح بوده و از اين نماز ، وصف صحّت انتزاع مىشود اگر موافقت با امر بودن در نظر متكلّم اعمّ از واقعى اوّلى بوده و شامل امر ظاهرى و اضطرارى نيز بشود . چرا كه مأتىّ به در خارج مطابق با امر بوده و عقل از اين مطابقت ، انتزاع وصف صحّت مىكند . ولى اگر فقط شامل امر واقعى بشود ، آن‌وقت ، اين نماز در صورتى كه كشف خلاف يا رفع اضطرار نشود ، فقط معذّر بوده و موجب عقاب نبوده ، چنان كه موجب ثواب نيز نخواهد بود ولى اگر رفع اضطرار شده يا كشف خلاف شود ؛ از آنجا كه مطابقت مأتىّ به با امر نشده است ، صحيح نيز نبوده و فاسد است . ( 2 ) - يعنى عقل همان‌طور كه لازمهء اتيان نماز با طهارت مائيّه را اجزاء دانسته و حكم به عدم اعاده و قضاى آن مىكند ، نسبت به اتيان امر اضطرارى نسبت به خودش مثلا در نماز با تيمّم و نسبت به اتيان امر ظاهرى نسبت به خودش مثلا در نماز با وضوى استصحابى ، حكم به عدم اعاده و قضاى نماز با تيمّم يا با وضوى استصحابى كرده و نسبت به امر خودشان مجزى مىداند .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 908 | حسن سيد اشرفى