عبادت و در « احدها » به « هذه الامور » و در « انّه » به « احدها » و در « حاله » به نهى برگشته و مقصود از « القسم الاوّل » متعلّق نهى ، عبارت از خود عبادت بوده و كلمهء « واو » حاليه و جملهء « الوصف بحاله » حال مىباشد .
فلا يكون بيانها . . . و عدمها . . . تزيد . . . كذلك : ضمير در « بيانها » به اقسام نهى در معامله و در « عدمها » به دلالت و در « تزيد » به تفصيل اقوال برگشته و مشاراليه « كذلك » غير مهمّ مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
398 - اگرچه صحّت و فساد در نزد همه به يك معنا بوده ولى آيا از هيچ جهتى بين فقهاء و متكلّمين در اين دو اختلافى نيست ؟
( تنبيه و هو . . . لا وصفين انتزاعيّين ) ج : مىفرمايد : آرى ، صحّت و فساد اگرچه پيش فقيه و متكلّم به يك معنا كه تماميّت بوده مىباشد ولى از جهت منشأ تفاوت دارد . يعنى در اينكه منشأ صحّت و فساد آيا تكوين و عالم خارج بوده تا صحّت و فساد ، دو وصف انتزاعى عقلى باشند يا منشأ آن دو ، حكم مستقلّ عقلى و يا حكم شارع بوده و در نتيجه ؛ صحّت و فساد ، دو حكم مجعول شرعى بوده ، بين فقيه و متكلّم اختلاف است . حال بايد اين اختلاف را در دو قسم متعلّق امر و نهى كه عبادات و معاملات بوده در نظر متكلّم و فقيه بررسى كرد .
1 - منشأ صحّت و فساد در نزد متكلّمين : صحّت و فساد چه در عبادات و چه در معاملات ، از امور تكوينى بوده و مربوط به عقل و حكم مستقلّ عقل بهگونهاى كه عقل در اينجا حكمى صادر كند و نيز مربوط به شرع كه شارع حكمى را جعل كند نمىباشد . بلكه در نظر متكلّم ، صحّت و فساد از مطابقت و موافقت مأتى به يعنى عمل انجام شده با امر يا با شريعت و يا عدم مطابقت و موافقت انتزاع مىشود « 1 » به بيان ديگر ؛ وقتى تكوينا يعنى در عالم خارج ، مأتىّ به با امر و شريعت موافق باشد ، عقل ، صحّت را از اين موافقت در عالم
هامش
( 1 ) - زيرا گفته شد ؛ صحّت و فساد در نظر متكلّم ، عبارت از موافقت يا عدم موافقت مأتىّ به با امر يا شريعت مىباشد .