مىتوان چشمپوشى كرد و بلكه وارد نمىباشد . زيرا بارها گفتهايم ؛ تعريفات اينچنين تعاريف شرح الاسمى يعنى براى توضيح و مشخص كردن اجمالى موضوع بوده و از نوع حدّ و رسم كه در جهت بيان حقايق امور بوده نيست تا گفته شود ؛ مانع اغيار و يا جامع افراد نمىباشد « 1 » بنابراين ، وجهى براى پرداختن به اين نقض و ابرامها و طولانى كردن كلام در اين خصوص نمىباشد .
393 - امر پنجم مقدّم شده براى تحقيق قول در مسئلهء نهى از شىء چيست ؟ ( الخامس انّه . . . او غيرهما فافهم )
ج : مىفرمايد : گفته شد ؛ مقصود از شىء يعنى متعلّق نهى كه آيا تعلّق نهى به شىء ، موجب فساد آن بوده يا نه ، عبارت از عبادت و معاملات بود . در عبادات ، روشن شد كه مقصود از عبادات يعنى شىء عبادى كه متعلّق نهى قرار مىگيرد ، عبارت از عبادات ذاتى و عبادات شأنى بوده به بيانى كه گذشت . حال مىخواهيم ، بررسى كنيم ؛ مقصود از معاملات يعنى مصداق ديگر شىء و به بيان ديگر مقصود از شىء معاملهاى متعلّق نهى چيست ؟ آيا هر عمل غير عبادى ، يعنى عمل معاملهاى كه در تحقّقش قصد قربت ، شرط نبوده ، داخل در محلّ بحث بوده و نزاع در آن جارى بوده يا معاملاتى خاصّ مورد نظر بوده و داخل در محل نزاع مىباشد ؟
مصنّف مىفرمايد : مقصود از معاملاتى كه مورد بحث بوده ، آن اعمالى است كه قابل
هامش
فساد » كه مىفرمايد : « فنقول العبادة قد تطلق و يراد بها . . . و بعبارة اخرى ما يتوقّف صحّتها على قصد القربة . . . و قد تعرف العبادة بما لم يعلم انحصار المصلحة فيها فى شىء و هذا غير سديد لانتقاضه عكسا بالعبادة الّتى . . . و طردا بالواجبات الّتى ليست عبادة و لا ينحصر مصالحها فى شىء كوجوب توجيه الميّت الى القبلة » .
( 1 ) - يعنى اين اشكالات را وقتى مىتوان وارد كرد كه اين تعاريف در مقام بيان حقايق امور بوده و تعريف حقيقى باشند . و حال آنكه قبلا گفته شد ؛ جنس و فصل حقيقى امور را فقط خداوند مىداند .