آن شىء نباشد واجب مطلق است نسبت به اين شىء . ولى اگر وجوبش ، مشروط به اين شىء باشد واجب مشروط است نسبت به اين شىء هرچند ممكن است همين واجب نسبت به شىء ديگر به عكس باشد . « 1 »
46 - به نظر مصنّف در واجب مشروط آيا اصل وجوب ، مشروط به شرط بوده و شرط از قيود هيئت جملهء شرطيّه مىباشد يا وجوب ، مشروط به شرط نبوده و مطلق است ولى واجب ، مشروط بوده و شرط از قيود مادّه مىباشد ، چرا ؟ ( ثم الظّاهر . . . الى شيخنا العلّامة )
ج : مىفرمايد : ظاهر ، آن است كه در واجب مشروط همانطورىكه اشاره كرديم ؛ خود وجوب است كه مشروط به شرط مىباشد بهگونهاى كه قبل از حصول شرط اصلا وجوب و
هامش
يا شرايط واجب گويند . مثل وضوء ، غسل و ساتر نسبت به نماز و استطاعت و قطع مسافت نسبت به حجّ و مقصود ، مقدّمات و اجزاء داخليّهء واجب كه داخل در ذات و ماهيّت واجب بوده نمىباشد .
( 1 ) - مثلا وجوب حجّ نسبت به استطاعت كه از شرايط حجّ بوده ، مشروط است و حجّ ، واجب مشروط است نسبت به استطاعت ولى همين حجّ نسبت به شرط ديگر مثل قطع مسافت ، واجب مطلق است .
يعنى وجوبش مشروط به آن نمىباشد .
به عبارت ديگر ، واجب مشروط : آنجايى است كه مقدّمه و شرط ، متوجّه به اصل تكليف باشد . مثل استطاعت كه شرط وجوب بوده و معنايش اين است كه تا استطاعت حاصل نشود تكليف حجّ يعنى وجوب حجّ به عهدهء مكلّف نيامده و فعليّت پيدا نكرده است .
واجب مطلق : آنجايى است كه مقدّمه و شرط ، متوجّه اصل تكليف نمىباشد . بلكه تكليف و وجوب برعهدهء مكلّف آمده و فعليّت پيدا كرده است . يعنى مولى ، انبعاث مكلّف را براى انجام حجّ مىخواهد ولى انجام تكليف كه حجّ بوده ، متوقّف بر تهيّهء مقدّماتى مثل تهيّهء بليط ، ثبت نام كردن و ساير امور مقدّمهاى مثل قطع مسافت مىباشد . در نتيجه ، مكلّف در واجب مشروط ، ملزم به تهيّهء مقدّمه مثل مستطيع شدن نمىباشد ولى در واجب مطلق ، مكلّف ، ملزم به تهيّهء مقدّمات مثل تهيّهء بليط ، قطع مسافت و مانند آن مىباشد .