تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

44 - آيا لفظ مطلق و مشروط داراى معناى اصطلاحى مىباشند و نيز مطلق و مشروط كه دو صفت براى واجب بوده آيا وصف حقيقى بوده يا اضافى چرا ؟ ( و الظّاهر . . . كالبلوغ و العقل )

ج : مىفرمايد : ظاهرا براى لفظ مطلق و مشروط ، اصطلاح جديدى در بين اصوليّون نيست . بلكه مقصود از مطلق و مشروط ، همان معنايى است كه عرف آن را مىفهمد . « 1 » چنان كه ظاهرا اين دو وصف ، از اوصاف اضافى هستند و نه حقيقى . چرا كه اگر از اوصاف حقيقى بودند ديگر واجب مطلقى وجود نمىداشت . زيرا هر واجبى اگرچه وجوبش نسبت به بعضى از امور متوقّف نيست ولى به بعضى امور ديگر متوقّف است « 2 » و يا حد اقلّ وجوب هر واجبى متوقّف بر حصول شرايط عامّهء تكليف مثل بلوغ و عقل مىباشد . « 3 »

45 - تعريف مصنّف از واجب مطلق و واجب مشروط چيست ؟ ( فالحريّ ان يقال . . . الى شىء آخر بالعكس )

ج : مىفرمايد : وقتى كه اطلاق و اشتراط ، دو وصف اضافى و نه حقيقى هستند پس سزاوار است گفته شود : واجب ، وقتى با شىء ديگرى ملاحظه شود « 4 » اگر وجوب واجب ، مشروط به
هامش
( 1 ) - يعنى عرف از « مطلق » غير مقيّد را مىفهمد و از مشروط ، مقيّد بودن را مىفهمد . ( 2 ) - مثل فوقيّت و تحتيّت كه از اوصاف اضافى هستند . مثلا فردى كه در طبقه دوّم ساختمان است نسبت به فردى كه در طبقه سوم بوده تحت آن و نسبت به فردى كه در طبقه اوّل بوده ، فوق آن مىباشد . وجوب حجّ نيز اين‌چنين است يعنى نسبت به استطاعت ، واجب مشروط است ولى نسبت به شرايط ديگرش مثل قطع مسافت و طىّ طريق ، واجب مطلق است . يعنى اين‌گونه نيست كه هر واجبى نسبت به همهء مقدماتش واجب مشروط و واجبى ديگر نسبت به همهء مقدّماتش واجب مطلق باشد . ( 3 ) - يعنى همهء واجبات نسبت به شرايط عامّهء تكليف ، واجب مشروط مىباشند . بنابراين ، اگر فردى نابالغ استطاعت مالى پيدا كرد و توانايى قطع مسافت را داشت و ديوانه هم نبود ولى باز حجّ بر او واجب نخواهد بود . ( 4 ) - منظور از شىء ديگر ، امورى است كه خارج از ذات و ماهيّت واجب بوده و به آن مقدّمات خارجيّه