بدن كه با استصحاب ثابت شده مىباشد « 1 » نه به جهت ترجيح جانب نهى .
386 - آيا مىتوان گفت ؛ وضوى با انائين مشتبهين در اين صورت نيز از باب احتياط صحيح بوده و جاى استصحاب نجاست نبوده و حرمت وضوء از باب تعبّد مىباشد ؟ ( نعم لو طهرت . . . قاعدة الطّهارة محكّمة )
ج : مىفرمايد : آرى ، اگر آب هر دو اناء قليل نباشد بلكه يكى از دو اناء ، كر باشد و بدانيم يكى از اين دو آب نجس مىباشد . در اينجا اگر ابتداء با آب قليل وضوء بگيرم و در عالم واقع آب قليل ، نجس بوده و آب كر ، پاك ، آنوقت با آب دوّم كه آب كر بوده وقتى تطهير كنم ، نجاست اوّلى مرتفع مىشود . ولى اگر آب قليل ، نجس نبوده ، بلكه ، آب پاك بوده ، آنوقت ، با ملاقات آب دوّم ، موضع وضوء ، نجس مىشود . بنابراين ، علم تفصيلى به نجاست ندارم ، بلكه علم اجمالى به نجاست دارم . به بيان ديگر ؛ علم اجمالى به حدوث دو حالت متضادّ و دو حادثهء متعاقب دارم كه نمىدانم كدام يك مقدّم بر ديگرى مىباشد . زيرا اگر نجاست ، اوّل حادث شده باشد به دليل آنكه آب اوّل ، نجس بوده و آب دوّم كه پاك بوده ، آب كر نيز باشد ، آنوقت با آب دوّم كه اصلا نجاست مرتفع مىشود و نجس نيست كه شكّ در آن بشود و استصحاب آن بشود . ولى اگر آب اوّل پاك بوده كه مثلا آب كر بوده ، آنوقت با آب دوّم ، موضع پاك وضوء ، نجس مىشود . پس آنچه كه يقين و علم تفصيلى داريم ، عبارت از حدوث دو حادث كه عبارت از نجاست و طهارت بوده مىباشد . بنابراين ، جاى اجراى استصحاب چه استصحاب طهارت و چه استصحاب نجاست نمىباشد . بلكه
هامش
( 1 ) - به بيان ديگر ؛ حكم شارع براى ارشاد به اجتناب از نجاست ظاهرى است كه با استصحاب با بيانى كه گذشت ، محقّق مىشود . يعنى چرا خودت را با احتياط گرفتار چنين نجاستى مىكنى ، بلكه آب را بريز و تيمّم كن .