تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 859

مساهمون:

ص٨٥٩
ايّام استظهار بنا بر قاعدهء و كبراى كلىّ نيز حيض بوده و احكام حيض كه حرمت نماز با آن بوده جارى شود . اين سخن در قالب قياس فقهىاش چنين است : صغرى : دم ايّام استظهار ، امكان دم حيض بودن را دارد . كبرى : هر دمى كه امكان دم حيض بودن را داشته باشد ، دم حيض است . نتيجه : دم ايّام استظهار ، دم حيض است . قاعدهء دوّم در حرمت نماز در ايام استظهار ، قاعدهء استصحاب است . البتّه اين قاعده يعنى استصحاب نسبت به ايّام استظهار در دم روزهاى پايانى جارى است . يعنى دمى كه پس از زمان ايّام عادت ماهانه‌اش كه مثلا هفت روز بوده مىبيند . در اينجا شكّ مىشود كه آيا اين خون ، خون حيض بوده تا نمازش حرام بوده يا خون حيض نبوده و نمازش واجب باشد ؟ استصحاب مىگويد ، يقين سابق را با شكّ لاحق ، نقض نكن بلكه يقين سابق را اخذ كن . نتيجه آنكه ؛ با استصحاب و اخذ به يقين سابق ، حكم به دم حيض بودن اين دم شده و احكام آنكه از جمله حرمت نماز بوده نيز برآن مترتّب مىشود .

384 - توضيح و مقصود از عبارت « هذا لو قيل بحرمتها الذّاتيّة . . . عن محلّ الكلام » چيست ؟ ( هذا لو قيل . . . محلّ الكلام )

ج : مىفرمايد : اينكه وجوب و حرمت در نماز ايام استظهار اجتماع كرده و دوران بين حرمت و وجوب اين نماز بوده در وقتى است كه حرمت نماز در ايّام حيض را همچون ساير حرامها مثل حرمت زنا يا حرمت شرب خمر و غيره ، حرمت ذاتى دانست . آن‌وقت است كه نماز در ايّام استظهار به احتمال اينكه دم آن ، دم حيض بوده ، محكوم به حرمت و به لحاظ اينكه دم حيض نبوده ، محكوم به وجوب مىباشد . در اين صورت است كه مورد از مسائل اجتماع امر و نهى مىباشد ولى گفتيم كه حرمت صلاة به جهت ترجيح جانب نهى و حرمت نبوده بلكه به جهت دو قاعده‌اى بود كه موضوع حرمت را منقّح مىساخت . امّا اگر گفته شود ؛ نماز در ايّام حيض ، حرمت ذاتى ندارد . يعنى نماز در ايّام حيض اصلا