تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
غصبى و در غير دار غصبى ) با وجود بودن آن ( نماز در غير دار غصبى ) اهمّ از اين ( نماز در دار غصبى ) ، به دليل خالى بودنش ( نماز در غير دار غصبى ) از نقصانى كه ناشى است از جانب متّحد بودنش ( نماز در دار غصبى ) با غصب ، ولى همانا دانستى مقتضى نبودن ( مقتضى نبودن امر به شىء از ضدّش ) را به بيانى كه فزونى برآن ( بيان ) نيست ، پس نماز در غصب اختيارا در سعهء وقت ، صحيح است و اگرچه نمىباشد ( نماز در غصب ) مأمور بها .

نكات دستورى و توضيح واژگان

ممنوعا و معاقبا عليه مع بقاء ما يتوقّف عليه على وجوبه و وضوح . . . مع امتناع الخ : كلمات « ممنوعا » و « معاقبا » حال بوده و ضمير در « عنه » و « عليه » به « مثل الخروج و الشّرب » كه ذو الحال بوده برگشته و ضمير در « يتوقّف » و در « وجوبه » به ماء موصوله به معناى ذى المقدّمه و واجب كه در اينجا تخلّص از حرام و نجات نفس بوده برگشته و كلمهء « وضوح » مبتدا و اضافه به بعدش شده و جار و مجرور « مع امتناع الخ » به اعتبار متعلّقش « ثابت » خبر مىباشد . و لو كان بسوء الاختيار . . . قد استقلّ . . . بلزومه . . . الى ما هو . . . لزومه بحكمه : ضمير در « كان » به انحصار و در « استقلّ » به عقل و در « بلزومه » به ممتنع شرعى و ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى عمل حرام و ممتنع شرعا و در « لزومه » به ممتنع شرعى و در « بحكمه » به عقل برمىگردد . فانّه مع . . . على وجوبه فانّه حينئذ ليس . . . كما اذا . . . ممتنعة : ضمير در « فانّه » اوّلى به معناى شأن بوده و در « وجوبه » به ذى المقدّمه و در « فانّه » دوّمى و در « ليس » به وجوب ذى المقدّمه برگشته و مقصود از « حينئذ » يعنى « حين حكم العقل بلزوم اتيان المقدّمة » بوده و عبارت « كما اذا الخ » بيان براى موردى است كه تكليف به محال بوده و مقصود از « ممتنعة » ممتنع عقلى مىباشد .