چه حملش بر ارشادى بودن نيز ممكن است . « 1 »
347 - توجيه و تأويل قسم سوّم از عبادات مكروهه در جواب تفصيلى مصنّف چيست ؟ ( و امّا القسم الثّالث . . . بجواز الاجتماع )
ج : مىفرمايد : از آنجا كه اين قسم از عبادات مكروه از موارد اجتماع امر و نهى بوده « 2 » بايد آن را با توجه به دو مبناى قول به جواز اجتماع و امتثال اجتماع بيان كرد .
بنا بر قول به جواز اجتماع : ممكن است گفته شود ؛ نهى در عبادتى كه متّحد با عنوان منهى عنه يا ملازم با عنوان منهى عنه بوده ، « 3 » در واقع نهى از عنوان متّحد يا ملازم با عبادت بوده و اسنادش به خود عبادت عرضى و مجازى است . « 4 » چنان كه ممكن است نهى
هامش
( 1 ) - يعنى در قسم اوّل هم مىتوان نهى را حمل بر مولوى كرد و دو جواب به آن داد و هم حمل بر ارشاد به مورد ارجح كرد كه بيانش در پرسش و پاسخ مربوطه در بخش قبلى گذشت . ولى در اينجا اصلا نمىتوان آن را حمل بر مولويّت كرد . بلكه تنها ارشادى خواهد بود .
( 2 ) - بايد توجه داشت كه در قسم اوّل و دوّم از عبادات مكروهه ، نهى نيز به خود عنوان عبادت مثلا صلاة تعلّق گرفته بود . به عبارت ديگر ؛ گذشت كه متعلّق امر و نهى يك عنوان بوده و يكى از جوابها اين بود كه اصلا در اينجا نيز اجتماعى بايد به توجيه آنها بپردازد . زيرا موضع نزاع در مسئلهء اجتماع امر و نهى در جايى بود كه دو عنوان در يك مصداق ، اجتماع كنند . ولى در اينجا عنوان نهى با عنوان امر دو تا بوده و نهى تعلّق گرفته به بودن در موضع تهمت « لا تكن فى موضع التّهمة » و امر تعلّق گرفته است به عنوان صلاة . يعنى دو عنوانى كه بينشان عام و خاصّ من وجه مىباشد . حال اين دو عنوان در يك مصداق كه عبارت از نماز در موضع تهمت بوده اجتماع كردهاند .
( 3 ) - قبلا گذشت اگر « اكوان » بودنها را نيز جزء اجزاء صلاة دانست ، آنوقت عنوان بودن در موضع تهمت در خارج ، متّحد با عنوان صلاة بوده و اگر آن را جزء اجزاء صلاة ندانست ، آنوقت صلاة در خارج ، ملازم با عنوان بودن در موضع تهمت خواهد بود .
( 4 ) - يعنى نهى را نهى مولوى تنزيهى دانست ولى متعلّق نهى تنزيهى عبارت از بودن در موضع تهمت بوده و اسناد نهى تنزيهى يعنى كراهت به عبادت بالعرض و المجاز خواهد بود . بنابراين ، متعلّق