كردنشان به يك خصوصيّات فرديّهاى كه سازگار نيست با روح عبادت كه مثلا در نماز عبارت از معراج مؤمن بودن بوده ، موجب حزازت و منقصت در آن نماز مىشود . مثلا بودن در حمّام اگرچه فى نفسه امرى راجح و پسنديده از جهت نظافت كردن بدن بوده ولى عنوان بودن در حمّام و تشخّص پيدا كردن طبيعت نماز مأمور بها با اين خصوصيّت كه سازگار با روح نماز نبوده ، موجب حزازت در نماز مىشود . چنان كه ممكن است خصوصيّتى كه سازگارى زيادى با روح نماز دارد وقتى نماز در ضمن آن فرد و با آن خصوصيّت وجود پيدا كند ، موجب بالا رفتن مزيّت و ثواب نماز شود ، مثل اينكه نماز را در مسجد يا ساير اماكن مقدّسهء شريفه انجام داد .
در نتيجه ؛ وقتى نهى تعلّق گرفته به عبادت به خاطر منقصت خود طبيعت مأمور بها به لحاظ تشخّصش به خصوصيّت ناسازگار با روح طبيعت باشد ، آنوقت ؛ نهى در اين صورت ، نهى ارشادى بوده و اجتماع امر مولوى با نهى ارشادى اشكالى ندارد . « 1 »
345 - توضيح كمتر و بيشتر شدن ثواب عبادات مكروهه چگونه بوده و منظور فقيهان از اينكه كراهت در عبادات به معناى اقلّ ثواب بوده ، چيست ؟ ( و ذلك لانّ . . . تكون اقلّ ثوابا )
ج : مىفرمايد : طبيعت مأمور بها مثلا نماز بدون آنكه در ضمن فردى با خصوصيّت سازگار يا ناسازگار محقّق شود ، داراى ثوابى است . به عبارت ديگر ؛ صرف طبيعت نماز در تحقّق خارجىاش به نحو معمولى و در ضمن فردى كه مزيّت يا منقصت در نماز ايجاد نمىكند بلكه تنها بستر تحقّق طبيعت بوده مثل تحقّق طبيعت صلاة در خانه ( نماز در خانه ) داراى ثوابى نفس الامرى است . ولى اين مزيّت نفس الامرى و حد وسطى مىتواند با
هامش
( 1 ) - زيرا نهى ارشادى از مقولهء حكم نبوده تا اجتماع دو حكم متضادّ در شىء واحد شود . بلكه نهى ارشادى براى راهنمايى مكلّف بوده كه او را راهنمايى به فردى كه امكان استيفاء همهء مصلحت عبادت را با آن داشته مىكند .