تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
روشن شود : الف : شكّى نيست كه انجام اين قسم از عبادات مثل روزهء روز عاشورا يا انجام نوافل مبتدئه صحيح است . ب : با آنكه انجام آنها اجماعا صحيح بوده ولى ترك آنها ارجح است . زيرا اگر انجامش مباح يا مستحب بود نمىبايست هيچ‌وقت توسط ائمه عليهم السّلام انجام نشوند . بلكه آن بزرگواران ، مداومت و عنايت به ترك آنها داشته‌اند . با توجه به اين دو نكته در توجيه اين عبادات بايد گفت : راه اوّل : روشن مىشود ؛ نهى در اين عبادات ، نهى حقيقى نبوده ، بلكه نهى تنزيهى از اين عبادات بوده و جهت تعلّق نهى تنزيهى به اين عبادات نيز آن بوده كه يك عنوان نيكو و با مصلحتى منطبق بر ترك اين عبادات بوده كه موجب مىشود ترك اين عبادات همچون انجامشان مصلحت داشته و تركشان نيز مثل انجامشان موافق غرض مولى باشد هرچند مصلحت و مطلوبيّت ترك آنها از مصلحت و مطلوبيّت انجامشان بيشتر است . « 1 »
هامش
( 1 ) - از آنجا كه نهى در عبادات هرچند تنزيهى باشد موجب فساد عبادت بوده ، به‌همين‌جهت مىفرمايند : اين نهى به خود عبادت مثلا به خود روزهء عاشورا يا نماز نافلهء مبتدئه تعلّق نگرفته است . بلكه متعلّق نهى در واقع ، عبادت از عنوان ارجح و داراى مصلحت بوده كه منطبق بر ترك عبادت مىشود . مثلا عنوان مخالفت با بنى اميّه و مخالفت با ماه و خورشيدپرستان ، عنوان نيكو و داراى مصلحتى بوده كه منطبق با ترك روزهء روز عاشورا و خواندن نوافل مبتدئه مىباشد . به بيان ديگر ؛ مولى به جاى آنكه در مخالفت كردن با بنى اميّه كه روزهء عاشورا را به شكرانه جنايتشان بر امام حسين ، عليه السّلام مطلوب مىدانسته‌اند بفرمايد : « خالفوا بنى امية » فرموده‌اند : « لا تصم يوم العاشوراء » و به جاى آنكه در مخالفت با خورشيد و ماه‌پرستان بفرمايد : « خالفوا عابدى الشّمس » فرموده‌اند : « لا تصلّ فى هذه الاوقات » . بنابراين ، اين‌گونه نيست كه امر و نهى اجتماع كرده باشند . بلكه اجتماع دو عمل مطلوب كه عبارت از انجام روزه و خواندن نماز با ترك روزه و ترك صلاة كه اين دو هم مطلوب بوده و مطلوبيّتش ارجح بوده مىباشد . از طرفى چون مندوحه در كار نيست ناچارا بايد يكى را انجام داد . از آنجا كه تركش ارجح بوده ، بنابراين ، تركش ، متعيّن و فعلى خواهد بود . ولى در تزاحم اهمّ و مهم گفته شد ، اگر