خصوصا در عبادات مكروهه مثل روزهء روز عاشورا كه مجمع استحباب و كراهت بوده مندوحه براى مكلّف وجود نداشته و بدلى براى آن نبوده تا مثلا گفته شود ؛ اين مورد از اجتماع دو حكم متضادّ نبوده ، و مثلا فقط يك حكم كه كراهت بوده ، فعليّت دارد . « 1 »
نتيجه آنكه ؛ موارد ذكر شده با توجّه به اينكه مجمع داراى عنوان واحد بوده نمىتواند مواردى براى بطلان تالى و اثبات جواز اجتماع شود . بلكه اجتماعيّون نيز در اينجا قائل به امتناع بوده و بايد اين موارد را توجيه كرده و تأويل برند .
339 - توجيه و تأويل مصنّف يا جواب تفصيلىاش به موارد اجتماع دو حكم متضادّ واقع شده در شريعت چيست ؟ ( و امّا تفصيلا . . . فى مواضعها )
ج : مىفرمايد : البتّه جواب تفصيلى بهگونهاى كه در بردارندهء همهء اشكالات و جوابها بوده ، موجب طولانى شدن كلام شده كه اين مقام گنجايش آن را نداشته و بايد به مطوّلات مراجعه كرد . ولى بسنده مىشود به جواب تفصيلى كه اساس اشكال را ريشهكن مىكند . و براى جواب تفصيلى و به بيان ديگر ، توجيه و تأويل موارد ذكر شده بايد عبادات مكروهه را تقسيمبندى كرده و سپس توجيه و تأويل هر قسم را بيان كرد . عبادات مكروهه به سه دسته تقسيم مىشوند .
1 - عباداتى كه نهى به عنوان و خود آن عبادت تعلّق گرفته و بدلى هم براى آن وجود ندارد . مثل روزهء روز عاشورا كه فرمودهاند : « لا تصم يوم العاشوراء » يعنى نهى به خود عنوان روزه تعلّق گرفته و يا نهى از نوافل بين نماز صبح و طلوع خورشيد و يا بين نماز عصر و غروب خورشيد يعنى خواندن نماز مستحبّى در لحظهء طلوع و غروب خورشيد .
هامش
( 1 ) - زيرا روزهء مستحبّى هر روز مربوط به همان روز بوده ، چنان كه روزهء مكروه روز عاشورا نيز مربوط به همان روز مىباشد و اينگونه نيست كه بتوان روزهء مستحبّى هر روز كه يكى از روزهايش روز عاشورا بوده را در روز ديگرى انجام داد ولى مكلّف آن را در اين روز انجام داده است .