( فعل و ترك ) بوده همچون تزاحم بين دو مستحبّ كه بيانش در راه اوّل گذشت . آرى ، فرقش آن است كه طلب در اين صورت ، حقيقتا به ترك ، تعلّق نگرفته است بلكه عرضى و مجازى به آن تعلّق گرفته است و طلب در واقع تعلّق گرفته به آن عنوان حسنى كه ترك عبادت ، ملازم با آن مىباشد . به خلاف موردى كه عنوان حسن و داراى مصلحت بر خود ترك منطبق بود . زيرا نهى در اينجا حقيقتا به خود ترك ، تعلّق گرفته است . بنابراين ، همچون ساير مكروهات مىباشند در اينكه در اين مكروهات نيز طلب ترك از آن عمل وجود دارد با اين تفاوت كه منشأ طلب ترك در ساير مكروهات به جهت حزازت و منقصت در عمل بوده ولى نه به حدّ ملزمه تا حرام شوند و بههمينجهت انجامشان مرجوح بوده « 1 » ولى در عبادات مكروههء مورد بحث ، طلب ترك به خاطر حزازت در فعل آنها نبوده ، بلكه به جهت ارجح بودن ترك آن بوده و در نتيجه بين فعل و ترك آنها تزاحم خواهد بود .
343 - راه سوّم در توجيه و تأويل قسم اوّل از عبادات مكروهه در جواب تفصيلى چيست ؟ ( نعم ، يمكن . . . فلا تغفل )
ج : مىفرمايد : آنكه گفته شود ؛ نهى در اين عبادات ، نهى حقيقى ولى ارشادى بوده و در هر دو قسم گذشته چه آنجا كه نهى ، تعلّق به خود ترك گرفته و چه آنكه به عنوان حسنى كه ملازم با ترك بوده ، تعلّق گرفته ، در هر دو قسم گفته شود ؛ نهى در آنها نهى حقيقى ارشادى است . يعنى حقيقتا نهى از عمل وجود دارد ولى اين نهى ، ارشاد است به اينكه آن ترك ، ارجح از فعل است وقتى كه نهى به خود ترك تعلّق گرفته و يا ارشاد به ارجح بودن
هامش
ترك روزهء روز عاشورا مىباشد . گويا مولى به جاى آنكه بفرمايد : « اقرءوا زيارة يوم العاشوراء » يا « اقرءوا دعاء العرفة » فرمودهاند : « لا تصم يوم العاشوراء » و « لا تصم يوم العرفة » .
( 1 ) - مثلا نهى از خوردن چيزهاى داغ و مكروه بودنشان به واسطهء حزازت و نقصانى است كه در فعل آنها مىباشد . نه آنكه خوردنشان مصلحت داشته ولى تركش ارجح باشد .