هامش
حسن راستگويى ، امرى ذاتى است و اين به خاطر آن است كه راستگويى باعث تقويت حقّ و دفاع از حقّ مىشود ولى در اين مورد راستگويى با علّت حسن بودنش همراه نيست . چنان كه دروغگويى چون موجب از بين رفتن حقّ و تقويت ايمان و مؤمنين مىشود ، قبح ذاتى دارد ولى اگر به واسطهء دروغ ، جان مؤمنى از دست ستمگرى نجات داده شود چون ملاك ظلم بودن را ندارد قهرا قبيح نبوده بلكه در اينگونه موارد چون واجد ملاك عدل مىباشد ، نيكو نيز خواهد بود و به اعتبار حكم هم متفاوت خواهد بود ،
يعنى راستگويى كه موجب گرفتارى مؤمن به دست ستمگر شود ، حكم دروغگويى بلكه عين دروغگويى است و دروغگويى كه موجب نجات جان مؤمن از دست ستمگر شود ، حكم راستگويى بلكه عين راستگويى است .
ب : حسن و قبح بعضى از افعال و اشياء ذاتى نبوده بلكه اقتضايى است : يعنى بستگى دارد كه چه عنوان و وجهى پيدا كند تا به واسطهء آن عنوان و وجه ، حسن يا قبيح شود . البتّه عنوان و وجه هم به لحاظ اضافه شدن عمل و چيزى به چيزى ديگرى خواهد بود . مثلا تنبيه كردن و زدن اگر با عنوان تربيت باشد نيكو و اگر با عنوان توهين باشد قبيح خواهد بود و اين عنوان با اضافه شدن اين عمل به افراد است . مثلا اگر تنبيه ، اضافه به معلّم و والدين شود و گفته شود تنبيه معلم يا تنبيه والدين ، آنوقت داراى عنوانى مىشود كه به واسطهء آن عنوان ، اين عمل ، عملى نيكو خواهد بود . ولى اگر همين عمل اضافه به ديگرى شود مثلا فردى ، فرد ديگر را بزند و تنبيه كند آنوقت داراى عنوانى مىشود كه به واسطهء آن عنوان ، همين عمل ، عملى قبيح خواهد بود . يا راه رفتن و طى مسيرى مشخّص براى كشتن فردى ستمگر و محارب باشد داراى عنوانى مىشود كه موجب حسن اين عمل مىشود ولى همين راه رفتن و طى مسير اگر براى كشتن به ناحقّ فردى ديگر باشد عملى قبيح و نكوهيده خواهد بود . اين اختلاف عناوين ، حتى مىتواند موجب تفاوت در حكم هم بشود . مثلا خم شدن و تعظيم كردن اگر به عنوان مسخره كردن كسى باشد ، عملى قبيح و حرام خواهد بود ولى همين عمل اگر به عنوان احترام به پدر و مادر يا عالم و دانشمندى باشد ، عملى نكوهيده و مستحبّ خواهد بود . چنان كه جملهء « السّلام عليك » اگر با عنوان ابتداء گفته شود مستحبّ بوده و اگر با عنوان تأخّر از ديگرى گفته شود عنوان