مشار اليه « ذلك » نيكو و متعلّق غرض بودن مىباشد .
ايضا : يعنى همانطور كه در مقارن موجب نيكو و متعلّق غرض بودن مىشود .
فى محلّه : ضمير در « محلّه » به متأخّر برمىگردد .
الموجبة لحسنه : كلمهء « الموجبة » صفت « تلك الاضافة » بوده و ضمير در « لحسنه » به مأمور به برمىگردد .
الموجب لطلبه و الامور به : كلمهء « الموجب » صفت « لحسنه » بوده ، ضمير در « طلبه » و « به » به مأمور به برمىگردد .
كما هو الحال فى المقارن ايضا : ضمير « هو » به نبودن اضافهء موجب حسن در مأمور به در صورت حادث نشدن شرط در محلّ خودش برمىگردد .
و لذلك اطلق عليه الشّرط مثله : مقصود از « لذلك » نبودن فرق بين متأخّر و مقارن بوده به اينكه به مقارن به واسطهء اضافهاش به مأمور به شرط گفته مىشود و ضمير در « عليه » به متأخّر و در « مثله » به مقارن برمىگردد .
ليس الّا الخ : ضمير در « ليس » به هريك از متقدّم و متأخّر برمىگردد .
الموجبة للخصوصيّة الموجبة الخ : كلمهء « الموجبة » اوّلى صفت « الاضافة » و دوّمى ، صفت « للخصوصيّة » مىباشد .
فى محلّه : ضمير در « محلّه » به محلّ برمىگردد . يعنى در « محلّ خودش » .
انّه بالوجوه و الاعتبارات : ضمير در « انّه » به « حسن » نيكو بودن برمىگردد .
انّها تكون بالاضافات : ضمير در « انّها » و « تكون » به اعتبارات برمىگردد .
ان اطلاقه عليه فيه : ضمير در « اطلاقه » به شرط و در « عليه » به متأخّر و در « فيه » به مأمور به برمىگردد .
كاطلاقه على المقارن : ضمير در « كاطلاقه » به شرط برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٦٥