علّت و معلول .
فى غير المقارن : يعنى شرط متأخّر و متقدّم .
ليس الّا انّ ما يحصّل الخ : ضمير در « ليس » به شرط بودن شىء براى مأمور به و ضمير در « يحصّل » به ماء موصوله برمىگردد .
بالاضافة اليه : ضمير در « اليه » به شرط برمىگردد .
به يكون حسنا الخ : عبارت در اصل چنين است « يكون به حسنا الخ » اين عبارت خبر « انّ » بوده و ضمير در « به » به شرط برمىگردد .
بحيث لولاها : ضمير در « لولاها » به « الاضافة » اضافه شدن برمىگردد .
لما كان كذلك : ضمير در « كان » به مأمور به برگشته و مقصود از « كذلك » نيز « حسنا و متعلّقا للغرض » نيكو بودن و متعلّق غرض واقع شدن مىباشد .
ممّا لا شبهة فيه : ضمير در « فيه » به ماء موصوله برمىگردد .
و لا شكّ يعتريه : ضمير فاعلى در « يعتريه » به شكّ و ضمير مفعولى در آن به ماء موصوله برمىگردد .
كما تكون الى المقارن تكون الخ : ضمير در هر دو « تكون » به اضافه برمىگردد .
الى مقارن له : ضمير در « له » به شىء برمىگردد .
لكونه : ضمير در « لكونه » به شىء برمىگردد .
يكون بذلك العنوان : ضمير در « يكون » به شىء برمىگردد .
كذلك اضافته الخ : مقصود از « كذلك » موجب معنون شدن شىء به عنوانى كه به واسطهء آن نيكو و متعلّق غرض شود بوده و ضمير در « اضافته » به شىء برمىگردد .
الى احدهما : ضمير در « احدهما » به متأخّر و متقدّم برمىگردد .
ربّما توجب ذلك : ضمير در « توجب » به اضافه شدن به يكى از متقدّم و متأخّر برگشته و
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٦٤