تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
در عبادات كه آيا نهى در عبادات موجب فساد عبادت مىشود يا نه ، بعد از فراغ از متوجّه بودن و سرايت كردن نهى به عبادت مىباشد و نه بحث در سرايت كردن نهى . « 1 »

293 - آيا مسئلهء اجتماع امر و نهى هيچ‌گونه ربطى با مسئلهء نهى در عبادات پيدا نمىكند ، چگونه ؟ ( نعم ، لو قيل . . . فى غاية الوضوح )

ج : مىفرمايد : آرى ، اگر در مسئلهء اجتماع امر و نهى اوّلا : قائل به امتناع شويم و ثانيا : جانب نهى را مقدّم بر جانب امر دانسته و فقط نهى را فعلى بدانيم ، آن‌وقت ، مثل نماز در
هامش
كبرى : اجتماع امر و نهى در شىء واحد ، مستحيل است . نتيجه : نماز در دار غصبى ، داراى امر و نهى فعلى مىباشد . البتّه بايد توجه داشت : اينكه تعدّد عنوان موجب تعدّد معنون مىشود يا نه نيز خودش مبتنى بر قول به آن است كه متعلّق اوامر و نواهى آيا طبيعت و عنوان كلّى بوده و يا متعلّق آنها ، عبارت از افراد و مصاديق مىباشند . به بيان ديگر ، امر و نهى اگرچه به طبايع تعلّق مىگيرد ، آيا از طبيعت و عنوان به مصاديق نيز سرايت مىكنند و در نهايت اين مصاديق و افرادند كه متعلّق اوامر و نواهى بوده يا سرايت نكرده و مصاديق و افراد ، متعلّق اوامر و نواهى نخواهند بود هرچند در مقام امتثال ، امتثال اين طبيعت و عنوان در خارج به امتثال افراد است . اگر گفته شود ؛ سرايت نمىكند ، معنايش اين است كه متعلّق امر و نهى در واقع دو چيز بوده بنابراين ، اجتماع امر و نهى در شىء واحد نشده تا مصداق براى كلّى امتناع اجتماع امر و نهى در شىء واحد شود . ولى اگر گفته شود ؛ سرايت مىكند ، معنايش اين است كه متعلّق امر و نهى اگرچه در ظاهر ، متعدّد است ولى در واقع يك چيز بوده و در نتيجه ؛ اجتماع امر و نهى در شىء واحد شده و صغرى براى كلّى امتناع اجتماع امر و نهى در شىء واحد مىشود . ( 1 ) - يعنى بحث نهى در عبادات كه آيا موجب فساد عبادت بوده يا نه ، بعد از آن بوده كه نهى به عبادت تعلّق گرفته و قطعى است . حال بحث مىشود ؛ آيا نهى تعلّق گرفته به عبادت ، موجب بطلان و فساد آن بوده يا فقط حرمت تكليفى دارد ؟ به بيان ديگر ، بحث در مسئلهء نهى در عبادات ، بحث كبروى بوده مبنى بر اينكه « نهى در عبادات موجب فساد بوده » يا « نهى در عبادات موجب فساد نبوده » . بديهى است قول به هريك از اين دو كبرى ، بعد از تعلّق نهى به عبادات مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 644 | حسن سيد اشرفى