تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
لا يوجب الّا . . . هذا مع . . . تلك المسألة . . . كما سيظهر : ضمير در « لا يوجب » به مجرّد عقلى و لفظى بودن دلالت و در « سيظهر » به عدم اختصاص برگشته و كلمهء « هذا » به معناى « خذ ذا » اين را داشته باش بوده و مقصود از « تلك المسألة » نهى در عبادت مىباشد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

292 - امر دوّم در چه مورد بوده و توضيح آن چيست ؟ ( الثّانى الفرق . . . التّوجّه اليها )

ج : مىفرمايد : در فرق بين مسئلهء اجتماع امر و نهى با مسئلهء نهى در عبادات بوده ، مبنى بر اينكه فرقشان در جهت مورد بحث در مسئلهء اجتماع امر و نهى است . « 1 » زيرا جهت
هامش
( 1 ) - قبلا و در ابتداى بحث از تمايز علوم كه آيا به واسطهء تمايز موضوع يا محمول و يا اغراض بوده گذشت ؛ تمايز علوم به واسطهء تمايز اغراض مىباشد . زيرا الف : اگر تمايز علوم به تمايز موضوعات باشد ، بايد : « الصّلاة واجبة » با « الصّوم واجب » هركدام يك علم مستقلّ از ديگرى باشد . زيرا محمول در يك قضيّه ، عبارت از وجوب و در ديگرى ، عبارت از حرمت مىباشد و حال آنكه هر دو از مسائل علم فقه مىباشند . ب : اگر تمايز علوم به تمايز محمولات باشد ، بايد : « الصّوم واجب » با « الصّوم فى العيدين حرام » هركدام يك علم مستقلّ از ديگرى باشد . زيرا محمول در يك قضيّه ، عبارت از وجوب و در ديگرى ، عبارت از حرمت مىباشد و حال آنكه هر دو از مسائل علم فقه مىباشند . بنابراين ، تمايز علوم و اينكه مسأله‌اى از مسائل يك علم غير از علم ديگر باشد به جهت تمايز در اغراض است . مثلا « كلمه » موضوع براى علم صرف و علم نحو بوده ولى در علم صرف از جهت اشتقاق و در علم نحو از جهت اعراب از آن بحث مىشود . يا مسئلهء « عدم جواز غيبت » به جهت بيان افعال مكلّفين كه غرض علم فقه بوده از مسائل علم فقه و به جهت كمال نفس و تخلّق به صفات حسنهء اخلاقى و ازالهء صفت ناپسند اخلاقى از انسان كه غرض علم اخلاق بوده از مسائل علم اخلاق و از جهت تأثيرات روانىاش از مسائل علم روانشناسى خواهد بود . در اينجا نيز اگرچه موضوع هر دو عبارت از اجتماع امر و نهى بوده ولى غرض بحث از اجتماع امر و نهى در مسئلهء اجتماع با غرض از بحث از اجتماع امر و نهى در مسئلهء نهى در عبادت فرق دارد .