نكات دستورى و توضيح واژگان
امّا الاوّل : متقدّم يا متأخّر شرط براى تكليف و وضع باشد . مصنّف اين دو قسم را در يك صورت آورد زيرا تكليف و وضع هر دو مربوط به حكم مىباشد . يعنى متقدّم و متأخّر يا شرط حكم تكليفى ( وجوب ، حرمت ، استحباب ، كراهت و اباحه ) و يا شرط حكم وضعى ( صحّت ، فساد ، ملكيّت و مانند آن ) مىباشد . كلمهء « امّا » براى تفصيل و كلمهء « الاوّل » مبتدا و خبرش جمله « فكون احدهما الخ » مىباشد .
فكون احدهما شرطا له : كلمهء « كون » مبتدا و اضافه شده به اسمش « احدهما » كه ضمير در آن به متقدّم و متأخّر برگشته و كلمهء « شرطا » خبر « كون » و ضمير « له » كه متعلّق به « شرطا » بوده به تكليف برمىگردد و خبر « كون » جمله « ليس الخ » بوده و اين مبتدا و خبر روى هم خبر « امّا » مىباشد .
ليس الّا انّ للحاظه : ضمير در « ليس » به شرط بودن متقدّم يا متأخّر براى تكليف و در « للحاظه » به شرط برمىگردد .
بعينه : ضمير در « بعينه » به شرط مقارن برمىگردد .
فكما انّ اشتراطه : ضمير در « اشتراطه » به تكليف مثلا وجوب صلاة برمىگردد .
بما يقارنه : ضمير فاعلى در « يقارنه » به ماء موصوله به معناى مقدّمهء مقارن مثل طهارت و ضمير مفعولى در آن به تكليف برمىگردد .
ليس الّا انّ لتصوّره : ضمير در « ليس » به اشتراط تكليف به مقدّمه مقارن و در « تصوّره » به شرط برمىگردد .
فى امره بحيث لولاه : ضمير در « امره » به آمر و ضمير در « لولاه » به « تصوّره » تصوّر شرط برمىگردد .
يحصل له الدّاعى : ضمير در « له » به آمر برمىگردد .
كذلك المتقدّم او المتأخّر : كلمهء « كذلك » جار و مجرور و خبر مقدم و مشار اليه « ذلك »