تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
حركت و سكون كلّى كه معنون به اكوان يا حركات صلاتيّه و غصبيّه بوده نمىباشد . « 1 »
هامش
الف : متعلّق امر و نهى ، متعدّد بوده و تحت يك عنوان كلّى نيز نرفته باشند . مثل نماز خواندن و نگاه كردن به اجنبيّه ( زن نامحرم ) كه هريك از اين دو ، عملى جداگانه و منحاز از ديگرى بوده و تحت يك عنوان كلّى كه جنس يا نوع براى اين دو بوده نيز نرفته‌اند . حال اگر مكلّف جمع بين اين دو كرد ، يعنى در اثناى نماز نگاه به اجنبيّه نمود ، هم معصيت كرده و هم نمازش درست بوده و اطاعت امر مولى كرده است . به چنين اجتماعى ، اجتماع موردى ، اجتماع مقارنتى يا اجتماع مجاورتى گفته مىشود . در واقع ، اجتماعى نبوده بلكه دو عمل جداگانه بوده كه مقارن و مجاور هم قرار گرفته‌اند . ب : متعلّق امر و نهى و دو ماهيّت و دو فرد منحاز از هم بوده و تحت يك عنوان و مفهوم كلّى كه جنس براى اين دو بوده قرار مىگيرند . مثل سجدهء براى خداوند كه يك عمل جدا از سجدهء براى بت مىباشد . ولى عنوان سجده بر هريك از اين دو صادق است . مثل زيد و بقر كه هرچند دو ماهيّت منحاز از يكديگرند ولى مىتوان گفت اين دو يكى هستند به اعتبار عنوان حيوانيّت يعنى « واحد بالجنس » . اين مورد نيز از محلّ نزاع خارج مىباشد . زيرا اجتماعى نيست تا محلّ نزاع باشد . و اگر شخصى هم براى خداوند و هم براى بت سجده كند هم مرتكب معصيت شده و هم اطاعت امر مولى را نموده است . ( 1 ) - زيرا حركت و سكون داراى مصاديق متعدّدى از قبيل حركت و سكون سفرى ( براى سفر ) حركت و سكون درسى ( براى درس خواندن ) حركت و سكون معاملاتى ( براى معامله كردن ) و نيز به لحاظ زمانى داراى مصاديق متعدّدى مىباشند . چنان كه حركت و سكون به قصد صلاتى حركت و سكون به قصد غصبى نيز از مصاديق اين عنوان كلّى مىباشند . اين مورد از واحد كه واحد جنسى يا نوعى بوده نيز همچون واحد شخصى داخل در نزاع مىباشد .