تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
امر بر طلب معتبر بود در دلالت نهى بر طلب نيز معتبر است . « 1 » ولى در نهى يك اختلاف وجود دارد مبنى بر اينكه مطلوب منه و متعلّق نهى آيا كفّ نفس از عمل بوده يا مجرّد ترك و انجام ندادن مىباشد ؟ ظاهر ، آن است كه متعلّق نهى ، عبارت از مجرّد ترك مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - الف : مادّهء نهى : مثل آنكه عالى به دانى بگويد : « انهاك عن شرب الخمر » در جملات انشائيه و يا در جملات اخباريه در مقام انشاء گفته شود : « نهى زيد عمرا عن شرب الخمر » . ب : صيغهء نهى : « لا تشرب الخمر » . بنابراين ، امورى كه در مادّه و صيغهء امر در « كفاية الاصول 1 / 89 - 104 » آمد مثل اعتبار علوّ داشتن آمر و حقيقت بودن در الزام نيز در نهى معتبر است . ( 2 ) - يعنى وقتى نهى نيز مثل امر ، دلالت بر طلب دارد آيا مطلوب در نهى ، عبارت از چيست ؟ الف : مجرّد ترك : گويا مولى در « انهاك عن شرب الخمر » يا در « لا تشرب الخمر » فرموده است : « اطلب منك ترك شرب الخمر » يا « اترك شرب الخمر » . يعنى مولى ، ترك عمل را طلب مىكند اعمّ از اينكه مكلّف در ترك كردنش ، ميل به عمل نيز داشته باشد و ترك كرده باشد و يا اصلا از خمر خوشش نمىآيد و ميلى به آن نداشته و آن را ترك مىكند . بنابراين ، به هر دليل وقتى مطلوب مولى كه ترك شرب خمر بوده ، محقّق شود ، امتثال نيز محقّق شده است . اكثر اصوليّون اماميّه از قدماء مثل صاحب معالم ، محقّق قمى و صاحب فصول يعنى مشهور قائل به اين قول مىباشند . ب : كف‌نفس : گويا مولى در « انهاك عن شرب الخمر » يا در « لا تشرب الخمر » فرموده است : « اطلب كفّ نفسك عن شرب الخمر » يا « كفّ نفسك عن شرب الخمر » . يعنى مولى طلب مىكند كه جلوى ميل نفست را نسبت به شرب خمر بگيرى . در نتيجه ؛ كفّ نفس ، يك عمل نفسانى و يك امر وجودى بوده و نهى در اين مقام ، وقتى خواهد بود كه ميل به انجام آن عمل در شخص وجود داشته باشد . بسيارى از عامّه قائل به اين قول مىباشند . مصنّف قول اوّل را پذيرفته و فرموده‌اند ؛ ظاهر ، آن است كه مطلوب در نهى ، مجرّد ترك مىباشد . دليل استظهار مصنّف آن است كه : اوّلا : متبادر و متفاهم عرفى از نهى مولى و اينكه مولى فرموده است : « لا تشرب الخمر » آن است كه