282 - امر مولى به امر كردن ديگرى به شىء به چه معنا بوده و حكم آن و قاعدهء در آن چيست ؟ ( فصل الامر بالامر . . . من قرينة عليه )
ج : مىفرمايد : به اين معناست كه شارع مقدّس به جاى اينكه خودش چيزى را به بندگانش امر كرده و دستور دهد ، به بندهء ديگرش امر مىكند كه به بندگان ديگر امر به آن كار كند . مثلا شارع به جاى آنكه خودش به بندگانش بگويد
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
به يكى از بندگانش امر مىكند كه او اين امر را صادر كند و در نتيجه اين بنده به امر خداوند به ديگران امر كرده و مىفرمايد :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
در اينجا اصوليّون اختلاف دارند آيا امر بنده به بندگان ديگر همانند امر مولى به آن عمل بوده و اتيانش واجب است و يا همانند امر مولى نبوده و انجام آن ، واجب نمىباشد . « 1 »
هامش
غسق اللّيل وجود پيدا كرده است ، يقين داريم كه كلّى وجوب در ضمن اين فرد يعنى نماز عند غسق اللّيل منتفى شده است ، ولى شكّ داريم فرد ديگرى محقّق شده است ( نماز بعد از غسق اللّيل ) تا وجوب در ضمن آن محقّق شود يا نه ؟ كه گفته شد ؛ استصحاب كلّى قسم ثالث باطل است زيرا موضوع متيقّن با موضوع مشكوك دو چيز است .
ولى بايد گفت : اوّلا : به بيانى كه در پاورقى قبلى گذشت ؛ اين شكّ ناشى از شكّ در تعدّد مطلوب و وحدت مطلوب بوده كه گفته شد ؛ تعدّد مطلوب با فرض تقييد و اينكه دليل مقيّد بيانگر ارادهء مولى از مطلق بوده ، سازگار نبوده و اصلا شكّى نيست و اگر باشد از محلّ بحث خارج است . زيرا دو دليل مستقلّ غير مرتبط با هم مىشوند .
ثانيا : اگر هم قائل به استصحاب شويم ؛ با استصحاب بايد وجوب سابق را براى لا حق اثبات كنيم .
وجوب سابق ، وجوب ادائى بوده و در نتيجه وجوب استصحاب شده نيز بايد وجوب ادائى باشد و گفت ؛ نماز بعد از وقت نيز اداء واجب است و حال آنكه بحث در وجوب و عدم وجوب قضاى واجب فوت شده مىباشد . شايد عبارت « فتدبّر جيّدا » مصنّف اشاره به همين معنا باشد . « فتأمّل » .
( 1 ) - چنان كه در روايتى در « وسائل الشّيعة 3 / 12 ، باب 3 از ابواب اعداد الفرائض ، ح 5 » مىفرمايد : « انّا