ديگر يعنى دليل توقيت وارد شده و فرموده است » « 1 » « اجعل صلاتك من دلوك الشّمس الى غسق اللّيل » .
ب : دليل منفصل يعنى دليل توقيت ، اطلاق در اين نداشته باشد كه وقت ، قيد براى واجب بوده و اصل مطلوب در واجب ، نماز داخل وقت بوده ، بلكه وقت در دليل براى كمال و تمام مطلوب بودن واجب است . يعنى دليل توقيت بيانگر آن است ، كه كمال مطلوب در نماز ، نماز در داخل وقت است . « 2 »
ت : دليل واجب كه وجوب اصل واجب را بيان كرده ( اقم الصّلاة ) اطلاق داشته و مقيّد به وقت خاصّى نباشد . به بيان ديگر ؛ اطلاقش ، مقتضى آن است كه وجوب اصل نماز در هر حالى ثابت بوده اعمّ از اينكه در داخل وقت صورت گيرد يا در خارج وقت اتيان شود . با وجود شرائط سهگانه مىتوان گفت ؛ قضاء واجب در خارج وقت ، تابع دليل اداء مىباشد .
280 - خلاصهگيرى و بيان قاعدهاى مصنّف در اينكه قضاء در خارج وقت تابع دليل اداء باشد يا نه چيست ؟ ( و بالجملة التّقييد . . . الّا فيما عرفت )
ج : مىفرمايد : خلاصه آنكه قاعده اين است كه اگر از امر به مقيّد ، وحدت مطلوب استفاده شود مبنى بر اينكه مطلوب مولى از تقييد واجب به وقت ، آن است كه اگر واجب در داخل وقت ، اتيان شد ، مطلوب مولى حاصل شده و گرنه ، اتيانش در خارج وقت ، مطلوب مولى نمىباشد . امّا اگر تعدّد مطلوب استفاده شود . يعنى مطلوب مولى دو چيز است . اوّلا :
خواندن اصل نماز براى او مطلوب است . ثانيا : اين نماز در داخل وقت ، مطلوب ديگرى
هامش
( 1 ) - زيرا هريك از دو دليل داراى ظهورى بوده و بيانگر آن است كه متعلّق امر در هريك از دليل ، مقصود مولى و دخيل در غرض مولى مىباشد . بنابراين ، غرض مولى متعدّد مىباشد .
( 2 ) - يعنى دليل توقيت بيانگر اين نباشد كه اصل مطلوب مولى ، عبارت از نماز مقيّد به وقت مىباشد .
بلكه بيانگر اين باشد كه در وقت بودن نماز ، به عنوان مطلوب كامل ، مقصود مولى مىباشد .