تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧

278 - آيا قضاى واجب فوت شده در وقتش ، تابع اداء يعنى امر به اداء بوده يا تابع امر به اداء نمىباشد ؟ « 1 » ( ثم انّه . . . عدم الامر به )

ج : مىفرمايد : وقتى واجب موقّتى در وقتى كه بايد اتيان شود ، اتيان نشده و فوت شود ، خود
هامش
مىگويند ؛ واجب در واجب موسّع ، عبارت از نماز اوّل وقت بوده و اگر در اوّل وقت اتيان نشد ، اتيان آن در باقى زمان از باب قضاء مىباشد . ( 1 ) - در توضيح اين بحث بايد گفت : الف : بحث از مسئلهء تبعيّت قضاء از اداء از مباحث الفاظ و داخل در باب صيغهء امر بوده كه صيغه وقتى دلالت بر اداء و مأمور به داشته آيا دلالت به قضاى آن‌هم دارد يا نه ؟ ولى از آنجا كه اين بحث از فروعات بحث واجب موقّت بوده ، در اينجا مورد بحث قرار مىگيرد . ب : اين نزاع در بين علماء با دو عنوان مطرح مىشود : 1 - قضاء آيا به واسطهء امر اوّل بوده يا به واسطهء امر جديد است ؟ 2 - واجب موقّت با فوت شدن وقتش آيا فوت مىشود يا فوت نمىشود و بايد آن را در خارج وقت اتيان كرد ؟ ت : در مسئله سه قول وجود دارد : 1 - قضاء تابع اداء است مطلقا . 2 - قضاء تابع اداء نمىباشد مطلقا . 3 - تفصيل بين اينكه دليل بر واجب موقّت ، دليل متّصل باشد تا قضاء تابع اداء نباشد و اينكه دليل منفصل باشد تا قضاء تابع اداء باشد . ث : نزاع در جايى كه دليل خاصّ داريم بر قضاى واجب فوت شده مثل « اقض ما فات كما فات » يا « من فاتته فريضة فليقضها » يا دليل بر عدم وجوب قضاء داريم نبوده ، بلكه بحث به عنوان بيان قاعده است كه اگر دليل بر هيچ‌كدام نداشتيم ، اقتضاى قاعده چيست ؟ ج : رجوع قول به وجوب قضاء به تبع اداء و تابع نبودن وجوب قضاء از اداء برگشت مىكند به اينكه مستفاد از دليل واجب موقّت آيا وحدت مطلوب يا تعدّد مطلوب است . يعنى در واجب موقّت آيا مطلوب مولى عبارت از عمل مقيّد به وقت بوده يا مطلوب او دو تا كه عبارت از خود فعل و اينكه اين فعل در وقت معيّن انجام شود مىباشد ؟ ج : فوت واجب در وقت ، اعمّ از آن است كه به خاطر ترك واجب يا انجام فاسد آن در وقت بوده و اينكه ترك واجب يا فاسد انجام دادنش از روى عمد و اختيار و يا از روى عذر باشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 607 | حسن سيد اشرفى