تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
غرض براى امر به طبيعت بوده « 1 » و تخيير بين افراد تدريجى و طولى طبيعت ، تخيير عقلى مىباشد و نه آنكه تخيير شرعى مىباشد .

277 - آيا واجب موسّع امكان وقوعى دارد تا بحث از واقع شدن آن شود يا نه ؟ ( و وقوع الموسّع . . . يظهر من المطوّلات )

ج : مىفرمايد : واجب موسّع قطعا در شرع مقدّس واقع شده است تا چه رسد به امكان وقوعى آن . « 2 » به بيان ديگر ، با توجه به وقوع واجب موسّع ، جايى براى شكّ و ترديد در امكان وقوعى آن نبوده و نبايد اعتناء كرد به بعضى از تسويلات و اغوائات در رابطه با امكان عقلى نداشتن واجب موسّع . « 3 »
هامش
مصاديق متعدّدى مثل بكر ، عمر و غيره بوده و اين افراد ، افراد عرضى و دفعى طبيعت مىباشند و تخيير بين اتيان طبيعت با اتيان هريك از افراد ، تخيير عقلى است . چنان كه افراد دفعى يا عرضى طبيعت صلاة نيز نماز در خانه ، نماز در مسجد ، نماز با جماعت ، نماز فرادى و غيره بوده و با هريك از اين افراد ، مىتوان طبيعت و مأمور به را ايجاد كرد . ( 1 ) - افراد طولى و تدريجى مثل نماز اوّل وقت ، نماز وسط وقت و نماز آخر وقت . زيرا نماز وسط وقت بايد بعد از گذشت مقدارى از زمان باشد . مثلا بعد از گذشت يك يا دو ساعت از وقت . ( 2 ) - البتّه همهء علماء قبول دارند كه در شريعت مقدّس اسلام ، يك سلسله اوامر و واجباتى كه ظهور در توسعه داشته مثل :« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »وارد شده است . ولى بعضى مىگويند ؛ واجب موسّع عقلا ممكن نبوده زيرا مستلزم اجتماع نقيضين است . به بيانى كه در واجب كفائى گذشت . در نتيجه ؛ قائلين به امتناع عقلى مثل شيخ مفيد در « التّذكرة / 30 » در صدد توجيه آنها بر آمده‌اند . دليل قائلين به امتناع عقلى واجب موسّع ، جواب آن و توجيهات قائلين به امتناع در « نهاية الايصال 1 / 715 تا 719 » مشروحا آمده است . ( 3 ) - ولى بايد گفت : دليل مصنّف عين مدّعا مىباشد . زيرا قائلين به امتناع نيز قائل به ورود بعضى از اوامرى كه ظاهر در توسعه بوده مىباشند . ولى به لحاظ امتناع عقلى ، آن را توجيه كرده و مثلا