انجام روزه نيز همين مقدار زمان مىباشد . به اين واجب موقّت ، واجب مضيّق گويند . « 1 »
ب : مقدار زمانى كه انجام عمل طول مىكشد ، كمتر از زمانى باشد كه شارع براى انجام آن عمل معيّن كرده است . مثل زمان انجام نمازهاى يوميّه يا نماز آيات كه بيشتر از انجام واجب بوده و به چنين واجب موقّتى ، واجب موسّع گويند . « 2 »
276 - آيا تخيير در واجب موسّع ، تخيير عقلى بوده يا تخيير شرعى است ، چرا ؟ ( و لا يذهب عليك . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : مخفى نباشد كه واجب موقّت موسّع ، امرى كلّى است . يعنى واجب در واجب موسّع ، عبارت از طبيعت صلاة مقيّد به زمان كه دو حدّ يعنى ابتداء و انتهاى وقت بوده مىباشد . به بيان ديگر ؛ متعلّق امر همچون همهء امرهاى ديگر ، عبارت از طبيعت عمل بوده ، چنان كه در
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
متعلّق امر ، عبارت از طبيعت صلاة مىباشد . ولى طبيعت در واجب موسّع ، مقيّد به طبيعت وقتى و زمانى است كه دو حدّ دارد و آن ابتدا و انتهاى وقت بوده كه نبايد طبيعت عمل از اين محدودهء زمانى خارج شود . بنابراين ، طبيعت واجب موسع نيز مانند ساير طبيعتها داراى افراد و مصاديق مختلف بوده و همانطور كه افراد دفعى هر طبيعتى ، محصّل غرض براى امر به طبيعت بوده و تخيير بين افراد دفعى طبيعت ، تخيير عقلى مىباشد ، « 3 » افراد تدريجى و طولى طبيعت نيز محصّل
هامش
( 1 ) - مثلا اينگونه نيست كه از طلوع فجر تا غروب آفتاب ، دو يا سه ساعت بايد امساك از مبطلات كرد . بلكه زمان امساك در روزه از همان زمان طلوع فجر تا غروب آفتاب مىباشد .
( 2 ) - مثلا نماز ظهر ، در پنج يا شش دقيقه خوانده مىشود و حال آنكه زمان نماز ظهر به تناسب ايام بين پنج تا شش ساعت مىباشد .
( 3 ) - مثل امر به طبيعت عالم در « اكرم عالما » كه متعلّق امر ، عبارت از وجود طبيعت بوده كه داراى