غرض در واجب كفائى تعلّق گرفته به اتيان و وجود دادن واجب از طبيعت مكلّف و نه از فرد فرد مكلّف آنطورى كه در واجب عينى است . « 1 »
2 - از آنجا كه غرض در واجب كفائى ، تعلّق گرفته به وجود واجب از طبيعت مكلّف و در نتيجه ؛ به نحو عموم بدلى به همهء افراد تعلّق گرفته است ، بنابراين ، اگر همهء آن را ترك كنند و فعل ، وجود پيدا نكند ، همهء مكلّفين ، مسئول و معاقب مىباشند . امّا اگر يك نفر آن را اتيان كند ، تكليف از بقيّه ساقط مىشود .
3 - غرض از واجب ، با فعل يك نفر حاصل مىشود چنان كه اگر همهء مكلّفين با هم و دفعة آن را انجام دهند ، امتثال غرض شده و در صورت انجام واجب توسط همهء مكلّفين دفعة ، همه آنان مستحقّ ثواب بوده و غرض از واجب به واسطهء فعل همهء مكلّفين ، حاصل مىشود ، آنطورى كه اقتضاى توارد علل متعدّده بر معلول واحد مىباشد . « 2 »
274 - دخالت و نسبت زمان نسبت به واجب چگونه بوده و واجب به اعتبار زمان چند قسم مىتواند باشد ؟ ( فصل لا يخفى . . . فهو غير موقّت )
ج : مىفرمايد : مخفى نيست كه هر عمل و هر واجبى قهرا در بستر و ظرف زمان واقع مىشود و عقلا هيچ عملى خارج از ظرف زمان ، محقّق نمىشود . ولى بحث در اين است
هامش
( 1 ) - يعنى غرض در واجب عينى ، تعلّق گرفته به همهء افراد به نحو عموم استغراقى . يعنى وجود واجب از همهء مردم به صورت تكتك ، صادر شود و همهء مردم مستقلّا متوجّه خطاب مىباشند .
( 2 ) - يعنى وقتى همهء مردم با هم آن عمل مثلا نماز ميّت را انجام دادند ، هريك از مردم ، جزء علّت براى تحقّق معلول و غرض از وجوب خواهند بود . زيرا معلول واحد تنها از علّت واحد صادر مىشود .
بنابراين ، اگر علّل متعددهاى در تحقّق يك معلول ، وجود داشته باشد ، هريك از آن علل ، در اين صورت ، جزء العلّة بوده و علّت تامّه ، عبارت از فعل جميع خواهد بود . ولى اگر نماز ميّت تنها توسط يك نفر خوانده شود ، علّت تامّه براى تحقّق معلول يعنى تحصيل غرض ، عبارت از فعل يك نفر مىباشد .