تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
كه اكثر به يك‌باره و دفعى وجود پيدا نمىكند . بلكه ابتداء اقلّ است كه وجود پيدا كرده و بعد اكثر محقّق مىشود . مثلا در تخيير بين يك تسبيح و سه تسبيح ، هميشه ذكر تسبيح اوّل صورت مىگيرد و با فاصلهء هرچند بسيار اندك زمانى ، ذكر دوّم و سوّم محقّق مىشود بديهى است ؛ ذكر اوّل تسبيح با توجه به فرض محصّل غرض بودن هريك از اقلّ و اكثر به نحو مستقلّ ، محصّل غرض بوده و ذكر ساير تسبيحات ، زائد و لغو و بيهوده بوده و جزء عمل واجب كه محصّل غرض باشد نمىباشد . « 1 »

271 - جواب مصنّف به اشكال واردشده و خلاصه‌گيرىاش از بحث در امكان تخيير بين اقلّ و اكثر چيست ؟ ( قلت لا يكاد . . . على ما عرفت )

ج : مىفرمايد : نحوهء وجود اكثر و اختلاف وجود اكثر در اينكه تدريجى يا دفعى و يكباره باشد ، دخالتى در امكان يا عدم امكان تخيير بين اقلّ و اكثر نمىگذارد . بلكه مهمّ آن است ؛ كه نحوهء محصّل غرض بودن هركدام را بايد ملاحظه كرد . اگر اقلّ به نحو مستقلّ و به شرط در ضمن اكثر نبودن يعنى به شرط منضم نشدن به اكثر ، محصّل غرض باشد ، بديهى است ؛ غرض مولى از انجام اقلّ در ضمن اكثر ، حاصل نمىشود . زيرا اقلّ به نحو مستقلّ و به شرط عدم انضمام با اكثر ، مقصود مولى بوده است . ولى اگر اقلّ به نحو مستقلّ ولى و به شرط انضمام با اكثر ، مقصود مولى بوده ، بديهى است ، غرض مولى تماما به اكثر متعلّق گرفته و اقلّ دخالتى در غرض ندارد . « 2 »
هامش
( 1 ) - و يا اينكه ابتداء خط كوتاهى مىكشد و آن را رها مىكند و پس از مدتى هرچند كم ادامه آن را مىكشد . در اينجا ؛ اقلّ ، وجود مستقلّ پيدا مىكند و فرض ، آن است كه محصّل غرض مىباشد . بنابراين ، ادامه كشيدن و زائد بر اين اقلّ ، دخالت در غرض ندارد . زيرا غرضى باقى نمانده تا اكثر ، محصّل آن باشد . ( 2 ) - ولى بايد گفت : وقتى اقلّ به شرط انضمام ، محصّل غرض باشد ، آن‌وقت از مورد اقلّ و اكثر