تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
« احدهما » يكى از دو شىء ولى به نحو « لا بعينه » مىباشد . اعمّ از اينكه مقصود ؛ « احدهما لا بعينه مصداقى » و يا « احدهما لا بعينه مفهومى » باشد . چنان كه وجه نداشتن و باطل بودنش روشن است . « 1 » مگر آنكه مقصود از « احدهما » و اينكه امر ، تعلّق به « احدهما » گرفته برگردد به نحوهء اوّل از تعلّق امر ، يعنى در آنجايى كه قدر جامع ماهوى بين دو شىء يا اشياء وجود داشته و متعلّق امر در واقع ، يك شىء كه قدر جامع ماهوى بوده مىباشد و در نتيجه ؛ تخيير نيز تخيير عقلى بوده « 2 » كه از محلّ بحث خارج است .

266 - نظر مصنّف نسبت به قول چهارم پس از انتخاب قول اوّل چيست ؟ ( و لا احدهما . . . واف بالغرض )

ج : مىفرمايد : وجهى نيست براى اين قول كه مىگفت ؛ واجب ، عبارت از يكى از دو يا چند شىء معيّن در نزد خداوند است . بطلانش براى آن است كه هركدام در اينكه وافى به غرض بوده مثل ديگرى است و معنا ندارد كه فقط يكى ، واجب باشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - « احدهما يا احدها مصداقى » يعنى فرد مردّد خارجى . مثل آنكه گفته شود : يكى از اين دو يا چند ظرف كه در خارج بوده ، نجس مىباشد . بديهى است ؛ احدهما مصداقى يعنى فرد مردّد خارجى نمىتواند متعلّق طلب و بعث باشد . زيرا طلب و بعث به چيزى تعلّق مىگيرد كه روشن و معيّن نزد آمر باشد . يعنى مولى چيزى را طلب مىكند كه معيّن در نزد او باشد . آرى بعضى از صفات حقيقى يا اعتبارى را مىتوان به فرد مردّد نسبت داد و گفت يكى از اين دو يا چند شخص ، عالم است يا يكى از اين دو عمل يا چند عمل ، واجب است ولى بعث و طلب به فرد مردّد تعلّق نمىگيرد . « احدهما مفهومى » يعنى متعلّق امر عبارت از عنوان « احدهما » يا « احدها » يعنى عنوان جامع انتزاعى باشد و حال آنكه مصلحت در مفهوم شىء نمىباشد . بلكه در مصلحت در آن شىء واقعى يعنى مصداق مىباشد . ( 2 ) - يعنى متعلّق امر در واقع يك چيز است كه عبارت از « خصال كفّاره » بوده و در نتيجه ؛ واجب نيز واجب عينى كلّى داراى افراد متعدّد بوده كه تخيير بين افراد كلّى ، تخيير عقلى است . ( 3 ) - زيرا گفته شد ؛ فرض تخيير شرعى در جايى است كه تعدّد غرض باشد . حال هر دو يا چند شىء