نبوده و در نتيجه ؛ مكلّف هركدام را اتيان كند ، صدق « احدها لا بعينه » برآن شده و از عهدهء تكليف برآمده است .
3 - هريك از دو شىء يا چند شىء ، واجب بوده با اين قيد كه انجام هركدام موجب سقوط تكليف از ديگرى مىشود . مثلا هركدام از اطعام ، صيام و عتق رقبه واجب بوده ولى وقتى اطعام را انجام دادى ، وجوب صيام و عتق رقبه ساقط مىشود . « 1 »
4 - يكى از دو شىء يا چند شىء ، واجب بوده كه براى مكلّف ، معلوم نبوده ولى نزد خداوند متعال معلوم و معيّن است . « 2 »
هامش
چنان كه شيخ مفيد در « التّذكرة / 31 » مىفرمايد : « اذا ورد الامر بفعل اشياء على طريق التّخيير ، كوروده فى كفّارة اليمين فكلّ واحد من تلك الاشياء واجب به شرط اختيار المأمور و ليست واجبة على الاجتماع و لا بالاطلاق » .
( 1 ) - يعنى واجب در اين قول نيز متعدّد بوده ولى فرقش با اوّل ، آن است كه در اين قول در واقع وجوب واجبات به نحو وجوب تعيينى است . يعنى هر سه مثلا عتق رقبه ، اطعام و صيام ، واجب تعيينى بوده ولى با اتيان يكى از آنها دوتاى ديگر از ذمّه ساقط مىشود . مىتوان آن را تشبيه به واجب كفائى كرد .
چگونه واجب كفائى بر همه واجب بوده ولى با اتيان يك نفر از بقيه ساقط مىشود ، اينجا نيز با اتيان يكى از اين واجبات ، دوتاى ديگر از ذمّه ساقط مىشود . چنان كه سيد مرتضى در « الذريعة 1 / 88 - 89 » قائل به آن مىباشد .
( 2 ) - در اينكه اين واجب معيّن كدام بوده ، دو قول وجود دارد . الف : واجب معيّن همانى است كه مكلّف آن را اختيار مىكند . ب : واجب معيّن ، در نزد خداوند معيّن بوده ولى براى مكلّف ، مجهول است . قول اوّل فعلا قائلى ندارد و عبارت مصنّف ، ناظر به قول دوّم مىباشد . بنابراين ، واجب در اين قول نيز يكى بوده كه معيّن در نزد خداوند مىباشد ، حال اگر مكلّف هركدام را كه اتيان كند ، همان واجب معيّن عند اللّه باشد ، واجب را با واجب معيّن اتيان كرده ولى اگر واجب اتيانشده همان واجب معين نزد خداوند نباشد ، با اتيان بدل واجب معيّن ، اتيان واجب معيّن را كرده است . به عبارت ديگر ؛ عمل مباحى بوده كه مسقط وجوب معيّن عند اللّه مىباشد .