تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢

249 - اگر در مقام ثبوت قبول كنيم امكان ترتّب و صحّت آن را ، آيا در مقام اثبات و وقوع بايد دليل ديگرى باشد ، يا دليل صحّت ترتّب كافى است ؟ ( ثمّ لا يخفى . . . هناك مضادّة )

ج : مىفرمايد : اگر قائل شديم كه عقلا ترتّب ، امكان داشته و موجب اجتماع ضدّين در عرض واحد نمىباشد ، و نيز قائل باشيم كه عبادت بودن عبادت منوط به داشتن امر فعلى بوده ، آن‌وقت با عصيان و عدم اتيان اهمّ ، امر به مهمّ زنده شده و عبادت مهمّ داراى امر فعلى شده و مىتوان آن را با قصد امر اتيان كرد . زيرا گفتيم ؛ هر دو عبادت اهمّ و مهمّ ، داراى امر مىباشند ، آنچه كه مانع فعليّت امر به مهمّ بود ، مزاحمتش با اهمّ و در عرض آن واقع شدن بود ، حال اگر قائل شويم ؛ اين دو يعنى امر به مهمّ در طول امر به اهمّ و مترتّب بر عصيان بوده و اين را بپذيريم ، آن‌وقت ، امر به مهمّ بعد از امر به اهمّ بوده و در عرض آن نيست ، در نتيجه ، امر آن بعد از عصيان اهمّ ، فعليّت پيدا مىكند . در واقع اتيان امر به مهمّ مثل وقتى مىشود كه اصلا در مزاحمت با اهمّ قرار نگرفته باشد .