نيست مگر ملاك امر و محبوبيّت ذاتى داشتن و قصد ملاك را كافى دانستن براى عبادت بودن يك عبادت .
246 - آيا مىشود در صورتى از راه ترتب ، امر به مهمّ ، فعلى بوده و آن را با قصد امر و نه با قصد ملاك امر ، اتيان كرد ، چرا و چگونه است ؟ ( نعم فيما اذا . . . نظره بينهما اصلا )
ج : مىفرمايد : آرى ، « 1 » در يك مورد مىتوان واجب مهمّ را كه در مزاحمت با واجب اهمّ بوده ، در مرتبهء واجب اهمّ ، اتيان كرد آنهم با قصد امر و نه با قصد ملاك امر . اين مورد در جايى است كه واجب مهمّ ، از واجبات موسّعه باشد ولى در بعضى از وقتش مزاحم با اهمّ شود و نه در تمام وقت . مثلا نماز ظهر از اوّل زوال تا غروب ، وسعت داشته و در تمام اين زمان مىتواند داراى افرادى باشد . مثلا اگر بخواهيم در اين مقدار از وقت ، نماز ظهر را اتيان كنيم ، بتوان ده فرد يا پانزده فرد را انجام داد . حال در اوّل وقت ، مكلّف به جاى ازالهء نجاست يا انقاذ غريق ، مشغول به نماز مىشود ، نماز او هم صحيح بوده و هم مىتواند آن را به قصد امر اتيان كند . يعنى نيّت كند كه نماز ظهر واجب را مىخواند قربة الى اللّه .
دليلش ، آن است كه اين فرد از نماز ( نماز اوّل وقت ) اگرچه بواسطهء مزاحمتش با اهمّ ( ازالهء نجاست ) داراى امر فعلى كه به صلاة شده نبوده و به عنوان طبيعت مأمور بها تحت امر به صلاة ( صلّ ) نمىباشد . ولى وافى به غرض مىباشد . زيرا طبيعت صلاة كه داراى مصلحت و غرض بوده ، بر اين فرد نيز صادق است . به عبارت ديگر ، اين فرد اگرچه به عنوان فرد مأمور بها ، تحت طبيعت صلاة مأمور بها نمىرود ولى به عنوان فردى كه وافى به غرض از طبيعت صلاة يعنى مصلحتى كه طبيعت صلاة مأمور بها داشته ، تحت طبيعت مىرود . بنابراين ، مىتوان آن را به عنوان فردى از طبيعت صلاة مثل ساير افراد طبيعت با
هامش
( 1 ) - اصل اين كلام از محقّق ثانى در « جامع المقاصد 5 / 12 - 14 » بوده كه مصنّف با شرح و توجيه خودش آورده است .